تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تسنيم المقربين ( شرح منازل السائرين خواجه عبدالله انصارى ) ( فارسى ) — صفحة 495

مساهمون:

ص٤٩٥
و صافى و وافى مىشود به علم جمع ، پيش از وصول به عين جمع . در هر مقامى كه سالك تصحيح كرد ، اقتضاى حكمت آن است كه علم مقام بلندتر از وى مكشوف مىگردد ، تا در شروع در آن بر بصيرت بود . و يجذب إلى توحيد أرباب الجمع . و جذب مىكند اين توحيد و مىكشد صاحب خود را به توحيد ارباب جمع كه مرتبهء ثالث است . و أمّا التّوحيد الثّالث : فهو توحيد اختصّه اللّه لنفسه ، و اما درجهء سيم ، توحيدى است كه معرفت آن در خزانهء غيب محروس و محفوظ است ، و غير حق را بر آن اطلاع و وقوف نيست . هيچ ساير و سالكى را قدم به وادى آن نرسيده ؛ چه تحقّق در فناى كلّ خلق و بقاى صرف حق است ، مخصوص گردانيده است حق تعالى آن درجه را به ذات خود . و استحقّه بقدره ، و مستحق آن مرتبه ، حق است از جهت جلال قدر و عظمت شأن ، و هيچ كس را غير حق به سرادقات كمال و جمال آن راه نيست
وَ ما قَدَرُوا اللَّهَ حَقَّ قَدْرِهِ *
« 1 » اشارت به آن است . و ألاح « 2 » منه لائحا إلى أسرار طائفة من صفوته ، و أخرسهم عن نعته ، و أعجزهم عن بثّه . « 3 » و پرتوى از لوائح انوار و شمّه‌اى از روايح آثار آن بر سراير اسرار صافيهء سرگشتگان باديهء فنا و برگزيدگان مرتبهء عاليهء بقا تافت . اگرچه در وادى فنا شعور شاعر عشر معاشر 474 بشر از دريافت و فهم مآثر و مراتب آن قاصر بود ، در ساحت وسيع فضاى بقا « 4 » ، عود شعور و ادراك منوّر به نور حق و مصفّا از شوب رسم ، به قدر قوّت استعداد و طاقت قدرت استحقاق اثرى يا شررى يافتند ؛ فأمّا عبارتى كه زبان اشارتى بدان تواند
هامش
( 1 ) . اين تركيب در سه موضع قرآن وجود دارد : الأنعام / 91 . الحج / 74 . الزّمر / 67 . ( 2 ) . ج : الاج . ( 3 ) . ج : ثبه . ( 4 ) . ج : + و .
تسنيم المقربين ( شرح منازل السائرين خواجه عبدالله انصارى ) ( فارسى ) — صفحة 495 | شمس الدين محمد تبادكانى طوسى / سيد محمد طباطبائى بهبهانى ( منصور )