تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تسنيم المقربين ( شرح منازل السائرين خواجه عبدالله انصارى ) ( فارسى ) — صفحة 493

مساهمون:

ص٤٩٣
و اين صعود و ترقى به آن است كه در توحيد به مشاهدهء دليل نپردازى ؛ كه توحيد از دلالت دليل اجلا « 1 » و اصفا بود . بيت
دلّاله اگرچه خوب‌كردار بود * در خلوت معشوق گران‌بار بود
و لا فى التّوكّل سببا ، و در مقام توكل هيچ چيز را « 2 » سبب مؤثر ندانى تا از آن احتراز و اجتناب بايد نمود ؛ بلكه همه از حق بينى . و لا للنّجاة وسيلة . و در طلب نجات هيچ وسيله‌اى و واسطه‌اى در ميان ندانى . امتثال فرمان به جهت تعظيم امر و نهى كنى ، و اين را نيز از موهبت و عطاى حق بينى . فتكون « 3 » مشاهدا سبق الحقّ بحكمه و علمه ، پس مشاهده كنى سابقيّت حكم ازلى را كه از آن تجاوز محال بود ؛ با « 4 » سبقيّت علم ازلى را كه حكم تابع علم بود و در مخالفت وى مجال نبود . « 5 » و وضعه الأشياء مواضعها ، و مشاهده كنى سبق حق را به وضع هر چيزى در موضع آن به مقتضاى علم و حكمت ، كه تفاوت و تجاوز از آن مساغ و جواز نيابد . و تعليقه إيّاها بأحايينها ، « 6 » و مشاهدهء سبق حق كنى بازبستن اشيا را به اوقات و آجال آن [ و ] حكمت
لا يَسْتَأْخِرُونَ ساعَةً وَ لا يَسْتَقْدِمُونَ *
« 7 » بر همه جارى دارى . و إخفائه إيّاها فى رسومها ،
هامش
( 1 ) . ج : احلى . ( 2 ) . ج : + به . ( 3 ) . ج : فيكون . ( 4 ) . ج : يا . ( 5 ) . ج : نيايد . ( 6 ) . ج : بأحانيها . ( 7 ) . اين تركيب در سه موضع قرآن وجود دارد : الأعراف / 34 . يونس / 49 . النحل / 61 .