و مشاهده كنى سبق حق را به اخفاى وضع اشيا در مواضع « 1 » حجب رسوم ، يعنى تدبير اشيا را در پردهء رسوم و حجب اسباب پوشيده مىدارد و رابطهء تقدير و ضابطهء تدبير را از چشم نامحرمان محجوب و مخفى داشته ؛ تا هريك در پردهء محجوبى بر اسرار محبّى و محبوبى اطلاع نيابد . محرمان در كشف عين جز دوست نديده تماشاى جمال دارند ، و نامحرمان به كشف عين اسباب و رسوم موقوف اوقات و آجال باشند . و دوست را با هر يكى شيوهاى و با هر طايفهاى كرشمهاى .
بيت
كس چه داند تا در اين بحر عميق * سنگريزه قدر دارد يا عقيق
و تحقّق معرفة العلل ،
چون سبق علم و حكم معلوم كنى ، و وضع اشيا در مواضع ، و تعليق آن به اوقات ، و اخفاى وى در رسوم به مقتضاى حكم و علم بدانى ، معرفت اسباب [ و ] علل كه حجاب محجوبان است را محقّق گردد و عدم تأثير آن را دريابى .
و تسلك « 2 » سبيل إسقاط الحدث .
و چون معرفت اسباب و علل به عدم تأثير معلوم و محقّق گردد و اسقاط رسوم حدث كنى و به سلوك مسالك قدم از سر قدم سازى و توجه به وجههء « كان اللّه و لم يكن معه شيء » كنى و روى به قبلهء مقبولهء « و هو الآن كما كان » آرى تا غير ذات و صفات و اسماى حق هيچ چيز مشاهد تو نماند .
هذا توحيد الخاصّة ، الذي يصحّ بعلم الفناء ،
اين توحيد مرتبهء ارباب خصوص است كه به علم فنا از فناى حضرت واحديّت « 3 » كه حضرت احديّت « 4 » است پرتو انداخته تصحيح مىيابد .
و يصفو بعلم الجمع ،
هامش
( 1 ) . ج : + در .
( 2 ) . ج : يسلك .
( 3 ) . ج : احديت .
( 4 ) . ج : واحديت .