و الوجه الثّاني : توحيد الخاصّة ، و هو الّذي يثبت بالحقائق ؛
وجه دوم ، توحيد خواص است كه ظهور و انكشاف [ آن ] به تحقيق « 1 » حقايقى است كه در قسم تاسع كتاب مذكور است ؛ از مكاشفه و مشاهده و معاينه و غير آن تا به باب عاشر . و در هر بابى آنچه تعلق به آن باب دارد ، اشارتى به آن رفته است .
و الوجه الثّالث : توحيد قائم بالقدم ، و هو توحيد خاصّة الخاصّة .
وجه سيم ، توحيد است قايم به قدم ؛ يعنى توحيد حق ذات خود را بذاته ازلا و ابدا ؛ چنان كه
شَهِدَ اللَّهُ أَنَّهُ لا إِلهَ إِلَّا هُوَ
« 2 » بر اين معنى شاهد است ، و معنى قيام وى به قدم ازليّت وى است و امتناع قيام وى به محدثات .
فأمّا التّوحيد الاوّل : شهادة أن لا إله إلّا اللّه وحده لا شريك له ، الأحد الصمد ، الّذي لم يلد و لم يولد ، و لم يكن له كفوا أحد .
توحيد اول به اين كلمات درست مىشود : به زبان گفتن ، و به دل اعتقاد كردن ، و به تن انقياد نمودن ؛ و آن اداى شهادت است به آنكه نيست هيچ معبودى بسزا مگر حضرت الله كه يگانه است و بىهمتا و از شبيه و شريك منزّه و مبرّا ؛ احدى كه شايبهء كثرت را به سرادقات وحدت وى راه نيست ، و صمدى كه ارباب حاجت را بجز ظل حمايت خود وى پناه نيست . تولّد و تناسل از ساحت تفرّد ذات وى منفى است ، و تشابه و تماثل از پيشگاه توحيد صفات وى مدفوع و مكفى . 470
هذا هو التّوحيد الظّاهر الجليّ ، الّذي نفى الشّرك الأعظم ،
اين توحيد ظاهر روشن است و به اداى كلمهء شهادت ثابت و مبرهن ؛ كه نفى شرك اعظم : عبادت صنم و پرستيدن شمس و قمر و امثال آن است . و اين توحيد دفع و منع اين شرك مىكند .
و عليه نصبت القبلة ،
و امر قبله كه در اوقات صلوات و اوان توجّهات روى نياز به درگاه بىنياز آرند ، مبنى
هامش
( 1 ) . ج : + به .
( 2 ) . آل عمران / 18 .