تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تسنيم المقربين ( شرح منازل السائرين خواجه عبدالله انصارى ) ( فارسى ) — صفحة 484

مساهمون:

ص٤٨٤
ارباب تلوين در حال جمعيّت انكار فرق مىكند ، و در حال فرق انكار جمع ؛ و اهل تمكين نمىبيند مگر حق را متجلّى در صورت اكوان و رسوم اكوان در پرتو نور تجلّى ، فانى و متلاشى ؛ بلكه آن صور رسومى را صور تجلّيات حق بينند . و الخلاص من شهود الثّنويّة ، و بعد از خلاص شدن از مشاهدهء اثنينيّت به ديدن صور اشيا ، به نظر عدم ، موجود به وجود حق . پس به حقيقت در نظر وى بجز يك چيز موجود نباشد . و التّنافي من إحساس الاعتلال ، « تنافى » مبالغهء نفى بود ؛ يعنى هيچ اسم و رسم و فعل [ و ] وصف و اثر كه نام سوا و رقم اعتلال بر وى افتد احساس نكند ؛ نه از خود و نه از غير خود ؛ چون وجود وى فيض وجود حق بود ، صفات و افعال وى را كجا مجال استقلال بود . همه فيض صفات و افعال حق بود . و التّنافي من شهود شهودها . در بعضى نسخه‌ها « و التناقى » واقع است مأخوذ از « نقا » به صيغهء مبالغه ، چنان كه « تبارك » و « تعاظم » « 1 » و « تعالى » ؛ يعنى بعد از مبالغهء نقا و پاكى از غبار رسم شهود ؛ و اين صفات مذكوره ؛ كه نقا و صفاى تمام آن بود كه با وجود وجود بالحق ، و شهود بالحق ، رؤيت اسم و شهود رسم وى ملاحظ نبود و از اين معانى بكلّى غايب بود . و در بعضى نسخ « و التّنافي » واقع است كه مبالغهء نفى بود يعنى در نفى شهود شهود آن معانى ، مبالغه نمايد تا بقيّهء رسم متوهّم نماند . و تنافى را بر معنى تكلّفى كه در تجاهل و تغافل است ، حمل كردن ملايم اين مقام است . و هو على ثلاث درجات : و مقام جمع بر سه درجه است : جمع علم ، ثمّ جمع وجود ، ثمّ جمع عين .
هامش
( 1 ) . ج : تعظم .
تسنيم المقربين ( شرح منازل السائرين خواجه عبدالله انصارى ) ( فارسى ) — صفحة 484 | شمس الدين محمد تبادكانى طوسى / سيد محمد طباطبائى بهبهانى ( منصور )