تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تسنيم المقربين ( شرح منازل السائرين خواجه عبدالله انصارى ) ( فارسى ) — صفحة 482

مساهمون:

ص٤٨٢
بقا غير را وجود نيست كه بر وى افتخار كنند ، صورت افتخار و بوح هرآينه از براى نكتهء ديگر باشد و آن به اختيار حق بودند نه به اختيار عبد . و تفريد الإشارة بالسّلوك مطالعة ، درجه دوم ، تفريد اشارت است به مطلوب و محبوب [ با ] سير و سلوك نه به بحث و تكرار و گفت و شنود ، از براى مطالعهء جمال و اطّلاع بر حقيقت حق كه اين اشارت نيز بالحق بود نه به نفس خود . و تفريد الإشارة بالقبض « 1 » غيرة . درجه سيم ، تفريد اشارت است به مقصود و معبود . به سبب قبض قبضهء عنايت سالك را از تصرف غير در وى از روى غيرت بر وى تا خلق وى را نشناسند و مشوّش اوقات وى نباشند . « 2 » و أمّا تفريد الإشارة عن الحقّ : فانبساط ببسط « 3 » ظاهر ، يتضمّن قبضا خالصا للهداية إلى الحقّ ، و الدعوة إليه . و اما تفريد اشارت عن الحقّ كه مرتبهء سيم مقام تفريد است ، خالص گردانيدن آن است از شوايب رسميّه ، به جهت ارشاد و هدايت تا از آن منوال كه از حق اشارت برسد تجاوز و تفاوت نكند ؛ و آن انبساطى است به بسط ظاهر با خلق از جهت شفقت و مرحمت بر خلق . و اين بسط ظاهر ، متضمن قبض باطن بود به حق ؛ يعنى به ظاهر با خلق منبسط بود ؛ به عقول نازلهء « 4 » ايشان تنزّل كند ، و باطن وى به قبض قبضهء عنايت حق از تفرقه محفوظ و به حقّ مجموع بود . و اين بسط و قبض به اين بندهء مخلص خالص از براى هدايت و ارشاد خلق و دعوت ايشان به حق بود .

فصل

صورت تفريد در « بدايات » تخليص اشارت است من الخلق إلى الحق به عبادت . و در
هامش
( 1 ) . ج : با القبض . ( 2 ) . ج : نباشد . ( 3 ) . ج : - ببسط . ( 4 ) . ج : نازلى .