و اين بر سه درجه است .
الدّرجة الاولى : تجريد عين الكشف عن كسب اليقين .
درجهء اول ، تجريد حقيقت كشف است از تسبّب يقين ، به نفى يقينى كه از علوم مكتسبه حاصل بود تا كشف از شوب كسب مجرد باشد ، و عالم به علمى بود كه من عند اللّه موهوب بود و خالص از بقاياى رسوم .
و الدرجة الثانية : « 1 » تجريد عين الجمع عن درك العلم .
درجهء دويم ، تجريد حقيقت از ادراك علمى است ؛ چه علم از بقاياى رسوم است ، كه آن صفت است و وجود صفت مقتضى بقاياى موصوف . پس مادام كه ادراك علم هست رسم عالم نيز باقى است . و هرگز جمعى در كار نيست مگر به محو و آثار . و صاحب اين پايه از تجريد دايم خالى از اعتبار علم رسمى است ؛ و آن حال مجذوبين و والهان است . و مىشايد كه « درك » خوانده شود به فتح « را » كه مقابل درج باشد ؛ به جهت پستى مرتبهء علم رسمى از درجهء جمع كه همانا او اعلا از هر عالى است .
و الدّرجة الثالثة : تجريد الخلاص من شهود التّجريد .
درجهء سيم ، تجريد خلاص از شهود تجريد است ؛ چه شهود تجريد شاهد بقاى رسم است و بقاى رسم فناى تجريد . پس طريق آن است كه از شهود « 2 » تجريد و مجرّد تجريد كند تا جز حق نماند ؛ كه هم شاهد و هم مشهود بود .
فصل
صورت تجريد در « بدايات » تجريد از مألوفات و مزحوفات 464 است . و در « ابواب » تجريد از مخالفات و شهوات . و در « معاملات » تجريد نفس از ديدن تأثير « 3 » كائنات . و در « اخلاق » تجريد از سيّئات رديّه 465 . و در « اصول » تجريد از فتور در سير ، و التفات به
هامش
( 1 ) . چون درجه ثانيه از نسخه ج ساقط گشته و به نسخه ديگر دسترسى نبود ناچار اين بخش از شرح عبد الرزّاق كاشانى - كه اين شرح تحرير آن است - به فارسى ترجمه و در محل كاستى افزوده شد .
( 2 ) . ج : + و .
( 3 ) . ج : تأثر .