از عين جمع است كه حضرت حق است ، و ايشان خلفاى حق و هدايت خلقاند .
فصل
صورت تلبيس در « بدايات » تلبيس اعمال است به صورت امتثال . و در « ابواب » تلبيس قواى نفسانى به هيئت انقياد . و در « معاملات » تلبيس افعال حق به صور اعمال . و در « اخلاق » تلبيس اخلاق حق ، به صور اخلاق عبد . و در « اصول » نسبت قصد و سير به نفس ، با تحقيق آنكه همه مر حق را است . و در « اوديه » نسبت علم و حكمت به نفس با يقين « 1 » آنكه مر حق را است . و در « احوال » توريه « 2 » و روىپوش عشق و محبّت « 3 » ، از جهت غيرت نسبت به اغيار كردن . و در « ولايات » تلبيس اهل غيرت بر اوقات و كرامات ، به اخفاى آن . و در « حقايق » تلبيس به مكاسب و اسباب . و در « نهايات » تلبيس اهل تمكّن بر عالم و عالميان ترحّما و توسيعا عليهم .
باب الوجود
أطلق اللّه تعالى اسم الوجود فى القرآن صريحا فى مواضع ،
اطلاق كرده است حق تعالى اسم وجود را در كلام مجيد خود در چند موضع ؛
فقال :
يَجِدِ اللَّهَ غَفُوراً رَحِيماً
« 4 »
يعنى هركه روى از كوى ظلالت به سوى هدايت آرد ، و به صفت اعتذار و سمت استغفار پيش آيد ، تجلّى وجود حق را به صفت غفورى و رحيمى دريابد .
و در موضعى ديگر فرموده است :
لَوَجَدُوا
« 5 »
اللَّهَ تَوَّاباً رَحِيماً
« 6 »
يعنى هرآينه به وجدان تجلّى حق را دريابند با صفت توّابى و رحيمى .
هامش
( 1 ) . ج : تيقين .
( 2 ) . ج : توديه .
( 3 ) . ج : + و .
( 4 ) . النساء / 110 .
( 5 ) . ج : لوجد .
( 6 ) . النساء / 64 .