خود « 1 » من الحق . و درجهء دوم را رعايت كنند تا اعمال و احوال ايشان بكلّى بالحق بود . و درجهء سيم را به معاينه محافظت كنند تا در جميع اشيا جز حق مشاهد و معاين ايشان نبود و حدوث به قدم ممتزج ندارند .
و هذه الطائفة رحمة من اللّه عزّ و جلّ على أهل التّفرقة و الأسباب فى ملابستهم .
و اين طايفه رحمت حقّند بر اهل تفرقه و بازماندگان به ظاهر اسباب و املاك ؛ تا به مناسبت صورى به ايشان مصاحب و مختلط باشند و از همّت و دعاى ايشان برخوردارى يابند ، و به رعايت ظواهر شرع با ايشان موافقت كنند و از شقاوت خذلان و حرمان در امان باشند كه « هم قوم لا يشقى بهم جليسهم » . 463
و التّلبيس الثالث : تلبيس أهل التمكّن « 2 » على العالم ، ترحّما عليهم بملابسة الأسباب ، توسيعا على العالم لا لأنفسهم .
تلبيس سيم ، تلبيس اهل تمكّن است بر كافّهء خلايق عالم و ساير محجوبان بنىآدم ، كه از جهت ترحّم بر ايشان به ملابست اسباب و ملازمت اكتساب پردازند ، و خلق را نيز بدان فرمايند از براى توسيع معاش خلق و ترفيه « 3 » احوال ايشان ، رحمة على الخلائق المحجوبين من الخالق بالعلائق ، نه از براى تهيهء حظوظ نفس خود و ترتيب تربيت اهل خود ؛ كه ايشان به مشاهدهء مسبّب ، از اسباب مستغنىاند ؛ بلكه سبب را مؤثر نمىدارند .
اما چون اهل حجاب را قوّت توكل و قدرت انقطاع نيست با ايشان تنزل مىكنند به مرتبهء حوصلهء ايشان تا بر ايشان آسان گذرد .
و هذه درجة الأنبياء عليهم السّلام ،
و اين درجهء پيغمبران و سيرت و روش ايشان است
ثمّ هي للأئمّة الرّبّانيّين الصّادرين عن وادي الجمع ، المشيرين عن عينه .
و بعد از انبيا [ و ] رسل ، منصب ائمّهء ربّانى و مرتبهء علماى حقّانى است كه صدور و ظهور ايشان از وادى جمع و مقام بقا است كه قول و فعل ايشان باللّه ، و عبارت و اشارت
هامش
( 1 ) . اصل : + را .
( 2 ) . ج : التمكين .
( 3 ) . ج : ترقيه .