فصل
صورت معرفت در « بدايات » معرفت حق است به نعوت و صفات . و در « ابواب » وجدان آن معرفت به قوّت يقين . و در « معاملات » بناى آن معرفت بر يقين علمى قريب ؛ به عين « 1 » .
و در « اخلاق » معرفت نعوت و اخلاق الهى ، كه موجب حسن خلق بود با حق و با خلق . و در « اصول » تنوّر سرّ به معرفت طريق . و در « اوديه » حصول علم لدنّى و حكمت الهى . و در « احوال » عيان موجب ذوق و عشق . و در « ولايات » تمكّن در شهود ذات ، وراى انوار صفات . و در « حقايق » شهود حق بالحق با بقيهء رسم خفى . و در « نهايات » احاطه به عين حقيقت على ما هي عليه .
باب الفناء « 2 »
قال اللّه تعالى :
كُلُّ مَنْ عَلَيْها فانٍ وَ يَبْقى وَجْهُ رَبِّكَ ذُو الْجَلالِ وَ الْإِكْرامِ
« 3 »
يعنى هركه بر روى زمين موجود و مشهود است ، همه را نيستى و فنا ، موعود و معهود است ؛ و هستى ازلى لميزلى ، و بقاى لا يزال بر دوام مخصوص ذات حضرت پروردگار ذوالجلالوالاكرام است .
الفناء فى هذا الباب اضمحلال ما دون الحقّ علما ، ثمّ جحدا ثمّ حقّا .
يعنى فنا را مقامى است در هرطورى ، و درجات و مراتب است كه در هر مقامى اشارتى بدان رفته . امّا در اين باب مراد اضمحلال و تلاشى ما سواى حق است در حق ؛ از روى علم به نسبت بعضى مراتب فنا ، كه علم را در آن مدخلى نيست ، چون درجات « 4 » توحيد افعال و مراتب كشوف علم ؛ و از روى جحد به نسبت مشاهدهء ذات كه وجودات اشيا در پرتو نور ذات محو و گم است ، و صاحب اين مقام منكر و جاحد « 5 » وجود سوا است ؛ و از روى حقيقت به نسبت حال كسى كه در بقاى بعد الفنا ، وجودات فانيهء
هامش
( 1 ) . ج : عينى .
( 2 ) . ج : الفنا .
( 3 ) . الرحمن / 27 .
( 4 ) . اصل : ذرات .
( 5 ) . ج : حاجد .