معرفت در حضرت واحديّت است ، و عين جمع حضرت احديّت است ؛ چون ملاحظهء حضرت اسمائيّه مرتفع مىشود ، واحديّت عين احديّت مىباشد .
و هي على ثلاثة « 1 » أركان :
و اين درجهء دوم به سه ركن تمام مىشود :
إرسال الصّفات على الشّواهد ،
ركن اول ، ارسال و اطلاق صفات است بر شواهد و مظاهر از بوارق و لوامع و غير آنكه پيش از اين شهود ، آن را اغيار اعتبار كرده بود ، در اين درجه از مزيد اشتعال انوار قرب ، بر وى مكشوف و ظاهر گشت كه آن مظاهر عين صفات بوده است ، و صفات به حقيقت عين ذات است . پس بابى وسيع از شهود ذات بر وى مفتوح و متجلّى شد ، و نور معرفت وى را برافروخت .
و إرسال الوسائط على المدارج ،
ركن دوم ، ارسال و اطلاق وسايط وصول و روابط قبول ، كه تصحيح مقامات طريقت و توضيح احوال مفضى به حقيقت است ، بر مدارج معارج كه درجات ترقّيات و منازل حصول مشاهدات است .
مدارج كه جمع « مدرجه » « 2 » است و « مدرجه » راه را گويند . يعنى اين مقامات و احوال را طريق وصول به مقصود بيند .
و إرسال العبارات على المعالم ،
و ارسال و فرود آوردن عبارات و اشارات قوم در بيان روش راه ، و شرح معارف و حقايق مقصد در رسايل و كتب و غير آن ، بر معالم و علامات مقصود ؛ و نمودن طريق وصول به مطلوب . و معنى ارسال در اركان ثلاثه ، اطلاق اين معانى است در شهود اين درجه بر تفسير و تعبيرى كه پيش از اين شهود ، غير آن پنداشته بود .
و هي معرفة الخاصّة الّتي تؤنس من افق الحقيقة .
هامش
( 1 ) . ج : ثلاث .
( 2 ) . ج : مدارجه .