معنى به « شائما برق العين » ملايم است .
ديگر آنكه ركوب به معنى استيلا ، و عبارت از تمكّن در مقام فنا بود .
و اين معنى به حال « سالكا سبيل البقاء » مرتبط و مناسب است . يعنى در حالتى كه صاحب اين مقام در مقام جمع تمكّن و استقرار يافته است ، سالك مسالك بقا و مالك ممالك وجود است ؛ چه فناى فنا عبارت از بقا بود ، و عدم عدم اشارت به وجود .
همانا « 1 » « شائما » « 2 » و « راكبا » و « سالكا » سه حالت است مترتّب ، كه از اول ترقّى به دويم ، و از دويم ترقّى به سيم . و اللّه أعلم .
فصل
صورت فنا در « بدايات » فنا است از عادات و مألوفات . و در « ابواب » از هيئت نفسانى به هيئت قلبى . و در « معاملات » از افعال بشرى به افعال الهى . و در « اخلاق » از اخلاق ذميمه به اخلاق الهى . و در « اصول » از ارادت « 3 » نفس به ارادت [ حق ] . و در « اوديه » از علوم رسميه به علوم لدنّيّه . و در « احوال » از تعلّق به اكوان ، به محبّت رحمان . و در « ولايات » فنا از صفات و توجه به ذات . و در « حقايق » فنا از رسوم با بقيّهء خفيّه ، و عدم شعور به انّيّت نوريّه . و در « نهايات » فنا از جميع رسوم در عين ذات .
باب البقاء « 4 »
قال اللّه تعالى :
وَ اللَّهُ خَيْرٌ وَ أَبْقى
« 5 »
چون فنا به نسبت رسوم خلقيّت است صفت خلق بود ، و بقا صفت حق است .
استشهاد به اين آيت كريمه فرمود ، يعنى : خداى تعالى بهتر است و باقىتر . و مفصل علمى مذكور و مشهود نى .
هامش
( 1 ) . ج : ممانا .
( 2 ) . ج : شاعا .
( 3 ) . ج : ادرات .
( 4 ) . ج : البقا .
( 5 ) . طه / 73 .