بحسن النّظر بين التّعظيم و حسن الاعتبار ،
به حسن نظر عقل و قلب در موجودات ، و مطالعهء تعلّقات انواع و افراد آن ، به اسما و صفات ، ميان رعايت تعظيم موجد و مرتّب آن و ميان حسن اعتبار ، جمع كند .
و هي معرفة العامّة التي لا ينعقد « 1 » شرائط اليقين إلّا بها .
و اين معرفت حاصل از اين مقدمات مذكورهء معرفت ، معرفت عامّهء علماى رسوم است كه از باب ظاهرند و شرائط يقين ايمانى [ به ] اين معرفت منعقد مىگردد .
و هي على ثلاثة « 2 » أركان :
و اين درجهء اول معرفت به سه ركن تمام مىشود :
أحدها : « 3 » إثبات الصفة باسمها من غير تشبيه ،
يكى از اركانى كه اين درجه بر وى مبتنى است اثبات اسما و صفات است به اسمائى كه در كتاب و سنّت وارد گشته باشد ؛ بىآنكه صفت حق را « 4 » به صفت مخلوق تشبيه كند .
اگرچه مخلوق به لفظ اسم و عبارت صفت ، مسمّا و موصوف بود
اين مقدار را تشبيه نگويند ؛ مثلا در كلام اللّه :
وَ هُوَ السَّمِيعُ الْبَصِيرُ
« 5 » صفت حق وارد شده ، و ساير به اسم سميع و بصير مسمّا ، و به وصف سمع و بصر موصوفند . امّا سمع حيوانات به گوش و اعتدال صوت ، « 6 » و قرب مسافت مشروط است . و همچنين بصر به چشم ، و توسّط هوا ، و مقابلهء مبصر ، و اعتدال ضوء و مسافت منوط ؛ و سمع و بصر حق از اين شرائط منزّه و مبرّا است .
و نفي التّشبيه عنها من غير تعطيل ،
و ركن دوم ، نفى تشبيه است بىآنكه تعطيل صفات از وى لازم آيد ؛ مثلا جاهل ضعيف الرأى چون بشنود كه گويند خداوند حىّ ، عالم ، قادر ، سميع ، بصير ، متكلم ، مريد ، از فوق و تحت و يمين و شمال و امام و خلف منزّه است ، كلّ نيست ، جزو نيست ،
هامش
( 1 ) . ج : ينعقد .
( 2 ) . ج : ثلاث .
( 3 ) . ج : احدهما .
( 4 ) . ج : + حق .
( 5 ) . الشورى / 11 .
( 6 ) . ج : صورت .