تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تسنيم المقربين ( شرح منازل السائرين خواجه عبدالله انصارى ) ( فارسى ) — صفحة 450

مساهمون:

ص٤٥٠
و هذا الاتّصال « 1 » لا يدرك منه نعت ، و اين اتصال را هيچ نعتى و وصفى از وى مدرك نيست كه از آن نشانى باز توان گفت ؛ از آن جهت كه نعت و وصف ، « 2 » ادراك كثرات و تعدّداتى است كه در وحدت اتصال نگنجد . و لا مقدار ، و هيچ مقدارى از وى مدرك نيست كه از آن نشانى باز توان گفت ؛ « 3 » چه او « 4 » را مقدار مقدّر و مقرّر نيست . إلّا اسم معار ، مگر نام عاريتى كه بر صاحب اين مقام مانده است ؛ « 5 » چه ذات و صفات وى محو و متلاشى است « 6 » ، و اسم عبديّت بر وى عاريت مانده . و لمح إليه مشار ، و مگر « 7 » پرتو نورى « 8 » حقانى « 9 » به صورت عبديت كه « 10 » مشار اليه ارباب اشارت بود ، كه « 11 » « صحو « 12 » المعلوم و محو الموهوم » از آن خبر مىدهد .

فصل

صورت اتصال در « بدايات » حضور مع اللّه است ، به سلامت فطرت . و در « ابواب » تصحيح توجّه و تبتّل ، با قوّت تقوى . و در « معاملات » قوت « 13 » مراقبه و اعتقاد مقاربه 452 « 14 » . و در « اخلاق » اتصال به اخلاق الهى . و در « اصول » سلوك به حول و قوّت حق . و در « اوديه » رؤيت حقيقت به عين بصيرت . و در « احوال » وجدان حق به ذوق و صحّت عشق . و در « ولايات » تحقق شهود ذات نزديك فناى صفات . و در « حقايق » اتصال
هامش
( 1 ) . ج : اتصال . ( 2 ) . ج و ع : + و ( قياسا ) . ( 3 ) . ج : - كه از آن نشانى باز توان گفت . ( 4 ) . ج : وى . ( 5 ) . ع : - است . ( 6 ) . ج : - است . ( 7 ) . ج : ديگر . ( 8 ) . ج : نور . ( 9 ) . ج : + كه . ( 10 ) . ع : - كه . ( 11 ) . ع : - كه . ( 12 ) . ج : صحن . ( 13 ) . ع : تقوى . ( 14 ) . ج : مقارنه .