باب الصحو
قال اللّه تعالى :
حَتَّى إِذا فُزِّعَ عَنْ قُلُوبِهِمْ قالُوا ما ذا قالَ رَبُّكُمْ قالُوا الْحَقَّ
« 1 »
معنى آيت « 2 » آن است كه چون در زمان فترت عيسى عليه السّلام « 3 » وحى منقطع گشته بود ، و مدّتها طريق « 4 » وحى نامسلوك مانده ، و ملائكه از اين معنى ذاهل گشته ، چون حضرت مصطفى صلّى اللّه عليه و سلّم « 5 » مبعوث گشت و ملائكه بر نزول جبرئيل عليه السّلام « 6 » اطلاع يافتند گمان بردند كه مگر قيامت قايم شده . « 7 » همه از فزع قيامت بىهوش ماندند ؛ « 8 » تا جبرئيل ايشان « 9 » را آگاه گردانيد از بعثت محمّدى « 10 » و نزول وحى . چون فزع ايشان كم شد و به هوش آمدند سؤال كردند بعضى از بعضى كه حق تعالى چه فرموده است ؟ جواب گفتند كه : وحى نازل شده است . و بعضى اقوال ديگر هست به همين معنى نزديك .
و به زبان اهل اشارت معنى بر آن است كه چون ازالت « 11 » آثار فزع اكبر - كه صدمات تجلّيات است - از دلهاى ارباب آن نمودند ، و « 12 » حيرت سكر ايشان به افاقهء صحو انجاميد ، و از براى تربيت سالكان به مقامات قلوب « 13 » تنزل نمودند . اصحاب حجاب از مكالمه و مسامرهء اوقات ملاقات به زبان « 14 » استفاضه و استفاده سؤال كردند . ايشان گفتند :
آنچه ديديم حق بود « 15 » و آنچه شنيديم حق بود و « 16 » جز حق هيچ نبود .
الصّحو فوق السّكر ؛ و هو يناسب مقام البسط .
« سكر » مستى و « صحو » هشيارى است ؛ و « صحو » از « سكر » عالىتر است ، از آن جهت كه « سكر » « 17 » مشعر از غيبت و وجود بقايا است ، و « صحو » مخبر « 18 » از صفو شهود و فناى « 19 » بقايا « 20 » بالكلّيّة . و اينجا مراد صحوى است كه از حقايق سلوك است نه صحو ارباب غفلت .
هامش
( 1 ) . سبأ / 23 .
( 2 ) . ع : آيه .
( 3 ) . ج : - ع .
( 4 ) . ج : طريقى .
( 5 ) . ج : طريقى .
( 6 ) . ع : ع .
( 7 ) . ج : شد .
( 8 ) . ج : شدند .
( 9 ) . ع : آن را .
( 10 ) . ج : - محمّدى .
( 11 ) . ج : ازاله .
( 12 ) . ج : - و .
( 13 ) . ع : + نزول كردند و .
( 14 ) . ج : مقام .
( 15 ) . ع : - آنچه ديدم حق بود و .
( 16 ) . ج : - و .
( 17 ) . ج : - سكر .
( 18 ) . ج : مجز .
( 19 ) . ع : فناء .
( 20 ) . ع : + است .