مرتبهء دوم « 1 » ، حيات جمع است از موت تفرقه . و « 2 » اين تفرقه و جمعى مخصوص است ؛ مراد از « جمع » جمعيّت خاطر است در وقت توجّه كه مؤدّى به حيات ابدى است . و مراد از « تفرقه » اعراض و اجتناب است « 3 » از توجّه كه مؤدّى به موت قلب است .
و لها ثلاثة أنفاس :
و مر اين حيات را سه نفس است :
نفس الاضطرار ،
يكى نفس ، اضطرار است ؛ و اين در اوايل سلوك بود ، « 4 » در وقت انقطاع از ما سوا و قطع نظر از كائنات ، كه التجا و اضطرار به درگاه حق برد . « 5 » و تروّح وى در اين وقت « 6 » به تنسّم نسايم الطاف الهى بود .
و نفس الافتقار ،
دويم « 7 » ، نفس افتقار « 8 » و نيازمندى بود ؛ « 9 » و اين در اواسط « 10 » سلوك بود ؛ از جهت آنكه اضطرار سالك را از خلق بستاند و افتقار وى را به حق « 11 » رساند ، و از آن جهت كه « 12 » داند كه ملك و ملك و حول و قوّت همه للّه و باللّه و من اللّه است ؛ پس هرچه طلبد از حق طلبد ، و اين طلب « 13 » و التجا را نيز از هدايت حق بيند ، و تروّح وى در اين نفس به وجدان آثار فضل ، و انوار لطف و كرم الهى « 14 » است .
و نفس الافتخار .
سيم ، نفس افتخار است به شهود تجلّيات جزئى و تحقّق به اسماى الهى ؛ كه در درجهء دوم « 15 » از باب مشاهده مذكور گشت . و تروّح وى به تجلّيات مذكوره است ، و افتخار به
هامش
( 1 ) . ج : دويم .
( 2 ) . ع : - و اين تفرقه و جمعى مخصوص است مراد از جمع جمعيت خاطر است در وقت .
( 3 ) . ج : - است .
( 4 ) . ع : + و .
( 5 ) . ع : بود .
( 6 ) . ع : - وقت .
( 7 ) . ع : ( ناخوانا ) .
( 8 ) . ع : + است .
( 9 ) . ع : - بود .
( 10 ) . ج و ع : اوسط .
( 11 ) . ع : - حق .
( 12 ) . ع : - كه .
( 13 ) . ج : + را .
( 14 ) . ج : و اليهى .
( 15 ) . ج : دويم .