كعبه را نديده است . و اگر گويد وجود كعبه را مشاهده كردهام ، مفهوم وى آن است كه ديده است . پس علم از اين مراتب نازل بود ، هر چند در مقام خود عالى « 1 » و شريف بود « 2 » .
في لوائح نور الوجود ،
كه جريان احكام آن معرفت ، در لوائح و بوارقى بود كه از نور وجود حقيقى - كه حضرت جمع است - ظاهر و لامع بود .
منيخة بفناء « 3 » الجمع .
و اناخهء 430 « 4 » « 5 » مركب اين ساير « 6 » و منزل « 7 » و مقام « 8 » و « 9 » مشاهد اين « 10 » عارف در نواحى و حوالى وادى جمع و منزل و « 11 » مقام عين ذات بود ؛ از جهت آنكه تواتر و توالى اين لوائح و بوارق مبادى تجلّيات ذاتى است كه به تدريج در عين جمع استقرار يابد . پس مشاهدهء عارف كه از لوائح و بوارق است اگرچه « 12 » مشاهدهء معروف در وى ثابت و لابث 431 نيست ، امّا احكام وى بلندتر از حدود « 13 » و احكام علم است ؛ چه اقتضاى وى اعمال و معاملات قلبى است و حكم وى بر آن « 14 » است و اقتضاى علم اعمال و احكام قالبى .
و الدّرجة الثانية : مشاهدة معاينة ،
و « 15 » درجهء دويم ، مشاهدهء معاينه است ؛ و اين بلندتر از مشاهدهء معرفت است ؛ از جهت ثبات و دوامى كه در لوائح و بوارق موجود نيست .
تقطع « 16 » حبال « 17 » الشّواهد ،
يعنى مشاهدهء معرفت به واسطهء حبال شواهد بود ، و آن را شواهد به جهت آن گفتند كه هريك شاهد صحّت طريق سالكاند ؛ كه به مطلوب خواهد رسيد ، و اينجا در اين
هامش
( 1 ) . ع : + تراست .
( 2 ) . ع : - بود .
( 3 ) . ج : به فنا .
( 4 ) . ج : اناحه . ع : اياخه .
( 5 ) . ج : - و .
( 6 ) . ج : ساد .
( 7 ) . ج : نزول .
( 8 ) . ج : - و مقام .
( 9 ) . ج : - و .
( 10 ) . ج : اين مشاهد .
( 11 ) . ع : - و .
( 12 ) . ج : - چه .
( 13 ) . ج : - و .
( 14 ) . ع : اين .
( 15 ) . ج : - و .
( 16 ) . ع : يقطع .
( 17 ) . ع : جبال .