باب الغرق
قال اللّه تعالى :
فَلَمَّا أَسْلَما وَ تَلَّهُ لِلْجَبِينِ
« 1 »
پس آن هنگام كه ابراهيم و اسماعيل - صلوات اللّه عليهما « 2 » - در بذل جان به « 3 » جانان مسلّم « 4 » شدند ، و پدر فرزند را از براى ذبح « 5 » در روى افكند ، از غيب صداى نداى فدا رسيد . وجه استشهاد آن است كه بذل روح و ذبح ولد « 6 » كه اروح از روح است ، نتيجهء استغراق در بحر خلّت 423 بود .
هذا اسم يشار به فى هذا الباب إلى من توسّط المقام ، و جاوز حدّ التفرّق .
« غرق » اسمى است كه در وى اشارت است در باب ولايات « 7 » به حال كسى كه در وسط مقام بود « 8 » و از حدّ تفرّق كه اشتغال به غير است تجاوز كرده باشد ؛ كه غريق را پرواى غير نباشد .
و هو على ثلاث درجات :
و غرق بر سه درجه است :
الدّرجة الاولى : استغراق العلم فى عين الحال .
درجهء اول ، استغراق و استهلاك احكام علم است در احكام حال ؛ كه اجراى احكام مواجيد حال كند بر باطن خود ، به استصحاب علم صورت بر ظاهر . امّا غلبه و استيلا حال را بود ، و علم در وى مختفى « 9 » و مستغرق بود .
و هذا رجل قد ظفر بالاستقامة ،
و اين مردى است كه بر مقصود ظفر يافته باشد ، به سبب استقامت بر محجّهء طريق و « 10 » راه « 11 » راست . « 12 » به استعمال علم ، ظاهر اعمال « 13 » را درست « 14 » و راست كرده ، و به
هامش
( 1 ) . الصافّات / 103 .
( 2 ) . ع : ع .
( 3 ) . ج : و .
( 4 ) . ع : تسليم .
( 5 ) . ج : + ولد .
( 6 ) . ج : - در روى افكند ، از غيب صداى نداى فدا رسيد . وجه استشهاد آن است كه بذل روح و ذبح ولد .
( 7 ) . ع : ولايت .
( 8 ) . ع : است .
( 9 ) . ج : مخفى .
( 10 ) . ع : - و . ج : د .
( 11 ) . ج : را .
( 12 ) . ع : درست .
( 13 ) . ع : - اعمال .
( 14 ) . ع : راست و درست .