تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تسنيم المقربين ( شرح منازل السائرين خواجه عبدالله انصارى ) ( فارسى ) — صفحة 394

مساهمون:

ص٣٩٤
سمّي « النّفس » نفسا لتروّح المتنفّس به « 1 » ، و هو على ثلاث درجات ، و هي تشابه درجات الوقت . اين مقام را از آن جهت نفس نام نهاده‌اند كه سبب روح و راحت صاحب خود است ، همچنان‌كه نفس سبب راحت متنفّس است ؛ و اين بر سه درجه است مشابه درجات وقت ؛ و مشابهت وى به وقت آن است كه هر دو حينى « 2 » مخصوصند به حدوث حادثى معيّن در ايشان . امّا در نفس خصوصيّت تروّحى ملحوظ « 3 » است كه در وقت منظور نيست ، كه ترجيح نفس بر وقت از آن جهت است . و الأنفاس ثلاثة : نفس فى حين استتار مملوّ « 4 » من الكظم ، و نفس‌ها بر سه گونه است ؛ يكى نفسى است در وقت استتار و احتجاب محبوب بعد از جلوهء ظهور ، يا خود در وقت اختفا و زوال « 5 » حالى « 6 » مرغوب به جهت تقصير و فتور ؛ كه آن را « تنفّس صعدا » گويند و در السنهء شعراى « 7 » عجم « آه » گويند . كه اين نفس ممتلى از كظم غيظ بود ؛ چه غيظى كه در حين استتار حادث مىشود ، دفع آن ممكن نيست جز به كظم غيظ ، و تحمّل مرارت صبر . معلّق بالعلم ، « 8 » اين نفس متعلّق به احكام علم است نه به احكام حال ؛ از جهت استتار حال . و اين رنجى صعب است از جهت مستور بودن حكم محبت به استتار . و به محبت و عشق همهء صعوبتها سهل و آسان مىگردد كه « 9 » « كلّ شيء من المحبوب محبوب » . و علم محلّ « 10 » تكليف و قهر است ، و رنج « 11 » محبّت ممزوج « 12 » به حلاوت است ، و رنج علم ممزوج به مرارت ؛ كه علم به صبر و تحمّل مىفرمايد .
هامش
( 1 ) . ع : - به . ( 2 ) . ع : حين . ( 3 ) . ج : مأخوذ . ( 4 ) . ج : مملّق . ( 5 ) . ج : زوالى . ( 6 ) . ع : حال . ( 7 ) . ج : شعراء . ( 8 ) . ج : با العلم . ( 9 ) . ج : - كه . ( 10 ) . ج : فحل . ( 11 ) . ج : + و . ( 12 ) . ج : محروج .
تسنيم المقربين ( شرح منازل السائرين خواجه عبدالله انصارى ) ( فارسى ) — صفحة 394 | شمس الدين محمد تبادكانى طوسى / سيد محمد طباطبائى بهبهانى ( منصور )