است ، و حجت عبارت از احكام شرعيه است كه بر بندگان حجت است . « 1 » و قبول به محض ايمان است . چون بنده به قوّت ثقه و ايمان ، اعمال را به شرائط صحّت « 2 » صديق و اخلاص ادا كند ، هرآينه به نور دل ، ظلمت شك و جهل مرتفع گردد ؛ و جلوهء بيّنه « 3 » كه انكشاف حكمت حكم است از وراى حكم روى « 4 » نمايد .
قال اللّه تعالى :
قُلْ إِنِّي عَلى بَيِّنَةٍ مِنْ رَبِّي
، « 5 » و قال عليه السّلام « 6 » : « من عمل بما علم ورّثه اللّه علم ما لم يعلم » .
الدرجة الثانية : أن ترضى « 7 » به من رضي « 8 » الحقّ به [ لنفسه ] « 9 » عبدا من المسلمين أخا ،
درجهء دوم « 10 » از تواضع آن است كه مسلمانى را كه حق تعالى به بندگى وى از براى خود رضا داده است ، تو نيز به اخوّت و برادرى وى مر تو را ، رضا دهى و بر وى ترفّع و تكبّر نكنى . قال اللّه تعالى :
إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ إِخْوَةٌ
« 11 » بلكه با وى تواضع كنى ؛ شايد كه مرتبهء وى « 12 » عند اللّه از تو بالاتر و بهتر بود .
و أن لا تردّ على عدوّك حقّا ،
و « 13 » آنكه رد نكنى بر دشمن خود طلب حق را ؛ يعنى هر دشمنى كه از تو چيزى طلب كند ، « 14 » نگوئى « 15 » كه حق تو نيست . هر چند آن حق تو باشد از وى بازنگيرى ، فكيف اگر حق وى بود ، و فكيف « 16 » اگر طالب دوست بود نه « 17 » دشمن ؛ يعنى با دوست و دشمن به هيچ نوع مضايقه نكنى و با همه مسامحه نمايى . « 18 » امّا در باطل با هيچ يك مسامحه روا ندارى ،
هامش
( 1 ) . ج : - و حجت عبارت از احكام شرعيه است كه بر بندگان حجت است .
( 2 ) . ج : و تصديق .
( 3 ) . ج : بنيه .
( 4 ) . ع : رو .
( 5 ) . الأنعام / 57 .
( 6 ) . ع : ص .
( 7 ) . ع : لا ترضى .
( 8 ) . ج : - به من رضى .
( 9 ) . ج و ع : - لنفسه . در ديگر نسخ منازل ( لنفسه ) موجود است و با توجه به ترجمه و شرح وجود آن ناگزير است .
به ناچار قياسا افزوده شد .
( 10 ) . ع : دويم .
( 11 ) . الحجرات / 10 .
( 12 ) . ع : او .
( 13 ) . ع : - و .
( 14 ) . ع : دارد .
( 15 ) . ج : نگوى .
( 16 ) . ع : - فكيف .
( 17 ) . ع : يا .
( 18 ) . ج : - نمايى .