استحقاق آن ، « 1 » به جهت سوابق اعمال نبينى ، و از اين رؤيت تنزل كنى .
و عن رسمك فى المشاهدة .
و فرود آيى « 2 » در وقت مشاهده ، « 3 » از مقتضيات « 4 » رسوم « 5 » هستى ؛ به طريق تفانى « 6 » خود را تمام گم كنى ، و به بقاياى انّيّت خود ملتفت نباشى تا حق تعالى به مقتضاى « من أتاني بمشي أتيته هرولة » به جاذبهء « 7 » عنايت استقبال كند ، و تو را به تمام از تو بربايد « 8 » و مشاهدهء تو را به كمال رساند .
فصل
صورت تواضع در « بدايات » تواضع امور « 9 » دينيّه است ظاهرا ، و در « ابواب » باطنا . و در « معاملات » تواضع حق است احتراما و ثقة و افتقارا . و در « اخلاق » تذلّل عبد است مر صولت حق را . و در « اصول » حسن ادب حضرت ، و ديدن مساعى از موهبت « 10 » حق . و در « اوديه » ديدن اهتدا از تنوّر « 11 » بصيرت به نور قدس نه « 12 » از « 13 » تفكّر عقل . و در « احوال » فرو افتادن بنده با جاذبهء « 14 » تجلى صولت حق . و در « حقايق » محو اسم و رسم . و در « نهايات » رجوع با عدم اصلى در وجود ازلى .
باب الفتوّة
قال اللّه تعالى :
إِنَّهُمْ فِتْيَةٌ آمَنُوا بِرَبِّهِمْ وَ زِدْناهُمْ هُدىً
« 15 »
و در وصف اصحاب كهف و مدح ايشان مىفرمايد كه : به درستى كه ايشان جوانانى
هامش
( 1 ) . ج : به آن .
( 2 ) . ج : فراويى .
( 3 ) . ع : مشاهد .
( 4 ) . ع : - مقتضيات .
( 5 ) . ع : هستى رسوم .
( 6 ) . ج : تعانى .
( 7 ) . ج : يحادبه .
( 8 ) . ع : باز ستاند .
( 9 ) . ج : + امور .
( 10 ) . ج : هويّت .
( 11 ) . ج : تصور .
( 12 ) . ج : - نه .
( 13 ) . در نسخهء ع بعد از محل معين يك برگ ساقط شده است . اين افتادگى تا سطر شانزدهم از ص 188 ( كلمهء چاه در مصراع آخر رباعى ) را شامل است .
( 14 ) . ج : حادبه .
( 15 ) . الكهف / 13 .