و هو الاعتصام باللّه . « 1 »
و اين مرتبه را اعتصام بالله گويند ؛ و در بعضى نسخ استحذاء به حاء « 2 » غير معجمه به معنى محاذات واقع « 3 » است . و استخذاى « 4 » به خاء « 5 » معجمه به معنى خضوع و تواضع ، به لفظ تعظيم مناسبتر مىنمايد ، و نسخهء اصل اين است .
فصل
اعتصام در « بدايات » موافقت كتاب و سنت است . و در « ابواب » اعتصام به توفيق در سياست نفس و دفع شيطان . و در « معاملات » به قدرت و قوّت حق تعالى « 6 » . و در « اخلاق » به اخلاق حق . و در « اصول » به نور قدس . و در « اوديه » به علم و حكمت . و در « احوال » به جذب محبّت . و در « ولايات » به نور تجلّى اسمائى « 7 » . و در « حقايق » « 8 » به تجلى ذاتى . و در « نهايات » اعتصام به الوهيت بعد از فنا در هويّت .
باب الفرار
قال اللّه تعالى :
فَفِرُّوا إِلَى اللَّهِ
« 9 »
يعنى در پناه حمايت حق گريزيد از تفرقهء ما سوى الله « 10 » .
الفرار هو الهرب ممّا لم يكن إلى من لم يزل .
فرار ، گريختن است از آنچه هرگز نبود ، در آن كس كه هميشه بود ؛ يعنى از غير حق در حق . و چون غير در شهود فانى است به « ما لم يكن » از وى تعبير كرد .
و هو على ثلاث « 11 » درجات :
و فرار بر سه درجه است :
هامش
( 1 ) . ج : با اللّه .
( 2 ) . ج : حاى .
( 3 ) . ع : - به معنى محاذات واقع .
( 4 ) . ع : - استخذاى .
( 5 ) . ج : خاى .
( 6 ) . ج : - تعالى .
( 7 ) . ع : ذاتى .
( 8 ) . ع : - و در حقايق به تجلى ذاتى .
( 9 ) . الذاريات / 50 .
( 10 ) . ع : ما سواى حق .
( 11 ) . ج : ثلاثة .