و اين عبارت اشارت است به آنكه اعتصام باللّه « 1 » به شهود حق و فناى ما سوا است ؛ كه در حين « 2 » شهود است ؛ كه ما سوا موهوم و ناموجود مىنمايد .
و الاعتصام على ثلاث « 3 » درجات :
اعتصام بر سه درجه است :
اعتصام العامّة بالخبر ، استسلاما « 4 » و إذعانا بتصديق الوعد و الوعيد ،
درجهء اول ، اعتصام عوام است به خبر كتاب و سنت از روى فرمانبردارى و گردن نهادن احكام با تصديق وعدهء ثواب و وعيد ، از عتاب « 5 » و عقاب ؛ كه مورث رجا و خوف است .
و تعظيم الأمر و النهي ،
و با تعظيم امر و نهى به امتثال اوامر و انتها « 6 » از مناهى و انقياد و خشوع .
و تأسيس المعاملة « 7 » على اليقين و الإنصاف ؛
و با « 8 » اساس و بنياد نهادن معاملات بر يقين كه شايبهء شك در او نبود . و انصاف با حقّ آن است كه چون عظمت و جلال خاصّهء حقّ است و تواضع و تذلّل خاصّهء بنده ؛ بايد كه « 9 » بنده در مقام خود ثابت بود و به كار حق مدخل نكند . و انصاف با خلق آنكه به نفع ايشان طمع نكند ، و ضرر خود از ايشان باز دارد ، و در مال و عرض 149 ايشان طمع نكند .
و هو الاعتصام بحبل اللّه .
و اين مرتبهء اعتصام بحبل اللّه است « 10 » كه به رابطهء اعمال به حق رسند . « 11 »
و اعتصام الخاصّة بالانقطاع « 12 » ؛ و هو صون الإرادة قبضا ،
و اعتصام خاصه كه مرتبهء دوم « 13 » است به انقطاع از اغيار است كه آن نگاه داشتن
هامش
( 1 ) . ج : با اللّه .
( 2 ) . ج : عين .
( 3 ) . ج : ثلاثة .
( 4 ) . ج : استسلام .
( 5 ) . ع : - عتاب .
( 6 ) . ع : انتهاى .
( 7 ) . ج : المعاملته .
( 8 ) . ع : - با .
( 9 ) . ج - بايد كه .
( 10 ) . ع : - است .
( 11 ) . ج : مىرسد .
( 12 ) . ج : با الانقطاع .
( 13 ) . ع : دويم .