و السّلامة من الأغراض .
ديگر ، به سلامت بودن از غرضها و قصدهاى نفسانى به ملازمت صدق و اخلاص ، و تنزّه از عجب و ريا و نفاق . هر كه اين سه سبب را لازم نگيرد هرگز پندپذير نشود .
و إنّما تجتنى « 1 » ثمرة الفكرة بثلاثة « 2 » أشياء :
و چيدن ميوهء تذكر از بستان تفكر به سه سبب است :
بقصر الأمل ،
يكى ، به كوتاهى امل به مشاهدهء قرب اجل ، تا دل از دنيا بركند و متوجه كار عقبى بود ، كه « 3 » ثمرهء فكرت اين است .
و التّأمّل فى القرآن ،
دوم « 4 » ، تأمل در آيات بيّنات قرآنى ، و تفكر در مواضع مواعظ 143 و حكم سبحانى ؛ و احكام را انقياد نمودن و به مقتضيات آن عمل و اعتقاد كردن ؛ تا به نور دل و صفاى خاطر بر ثمرات فكرت اطلاع حاصل شود .
و قلّة « 5 » الخلطة « 6 » و التّمنّي و التّعلّق و الشّبع و المنام .
سيم ، قلّت اين چند خصلت : يكى قلّت اختلاط خلايق ؛ كه كثرت « 7 » مخالطت از حق بازدارد . « 8 »
ديگر ، قلّت تمنّا ؛ اگر تمنّاى « 9 » هواها و آرزوهاى دنيا است . شك نيست كه كثرت آن ضرر عظيم دارد و دل را مكدّر مىسازد « 10 » . و اگر تمنّاى « 11 » كرامات و مقامات و احوال است ، اين كار به تمنّا تمام نمىشود ؛ زيرا كه تمنّا هوسى را مىگويند ، كه عمل بر مقتضاى آن نمىرود
و « 12 » ديگر ، قلّت تعلق و وابستگى دل به ما سوى اللّه « 13 » .
هامش
( 1 ) . ج ، ع : يجتني .
( 2 ) . ج : بثلاثة .
( 3 ) . ج : - كه .
( 4 ) . ع : دويم .
( 5 ) . ج : قلّته .
( 6 ) . ج : الخلطته .
( 7 ) . به كثرت .
( 8 ) . ع : دارند .
( 9 ) . ع : تمنّاء .
( 10 ) . ع : سازد .
( 11 ) . ع : تمنّاء .
( 12 ) . ع : - و .
( 13 ) . ج : للّه .