عبرت گيرد و در كيفيت روش هريك تأمّل كند ، و رياضت و خلوت و كارهاى « 1 » ايشان بر خود گيرد ، و نگويد كه اين زمان ، اين « 2 » كارها ميسّر نيست .
شعر « 3 »
اگر گويى كه نتوانم * قدم درنه كه بتوانى
و در نسخهء اصل « مواضع غير » واقع « 4 » است كه جمع غيرت است ، يعنى در احوال ارباب غيرت تأمّل كند ؛ چون ابراهيم عليه السّلام كه به غيرت بتان را بشكست ، و سليمان عليه السّلام به غيرت اسبان را بكشت ؛ امّا نسخهء اوّل اظهر و انسب است .
فصل
تفكر « 5 » در « بدايات » توجّه بصيرت است به ادراك مقصود « 6 » . و در « ابواب » تلقّى « 7 » دليل مطلوب از غيب . و در « معاملات » طلب كيفيت تخليص اعمال از آفات . و در « اخلاق » تفحّص نعما و تصفّح آلاء و لو فى صورة الشدّة و البلاء . و در « اصول » تعلّم « 8 » دقايق آداب طريقت ، و تطبيق آن به احكام شريعت . و در « اوديه » تنقيح علم و حكمت به نور بصيرت از وهم و خيال ، و تميز « 9 » فراست از كهانت ، به سكونت سكينه . و در « احوال » تطلّب شمايل مطلوب و تطلّع بر مواهب « 10 » محبوب . و در « ولايات » نقل از تلوين به تمكين و از فرق به غرق . و در « حقايق » التزام مكاشفه تا وقت مشاهده . و در « نهايات » انتقال از معرفت به تحقيق ، و ارتقا از بقا به تلبيس .
باب التذكر
قال اللّه تعالى :
وَ ما يَتَذَكَّرُ إِلَّا مَنْ يُنِيبُ
« 11 »
هامش
( 1 ) . ج : معرفته .
( 2 ) . ج : آن .
( 3 ) . ج : - شعر .
( 4 ) . ج : وقعست .
( 5 ) . ج : + تفكر .
( 6 ) . ج : - مقصود .
( 7 ) . ج : ملقى .
( 8 ) . ع : بعلم .
( 9 ) . ع : تمئيز .
( 10 ) . ج : مواهبت .
( 11 ) . المؤمن / 13 .