تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مكاتيب عبد الله قطب بن محيى — صفحة 731

مساهمون:

ص٧٣١
سؤال ششم : آنكه او گفته ايمان مقلّد صحيح نيست و اين خلاف حديث و فقه و سخن پيغمبر است و اين جمله را بر طرف كرده . جواب : شيخ ابو الحسن اشعرى كه امام اهل سنت است ، مذهب او اين است كه ايمان مقلّد صحيح نيست ، با آنكه اين ضعيف ( خود اين ) نگفته ( كه ايمان مقلّد صحيح نيست ) مگر آنكه از ( مقلّد ) آن كسى خواسته باشم كه او را انشراح صدر نباشد ، كما قال اللّه تعالى :
قالَتِ الْأَعْرابُ آمَنَّا قُلْ لَمْ تُؤْمِنُوا وَ لكِنْ قُولُوا أَسْلَمْنا وَ لَمَّا يَدْخُلِ الْإِيمانُ فِي قُلُوبِكُمْ
« 1 » و آن ، آن‌كس است كه در قبول نيكان چون از وى پرسند كه « ما تقول فى هذا الرّجل » گويد : « سمعت النّاس يقولون شيئا فقلت مثل مقالتهم » ( و عجب آنكه اين ضعيف در مكتوب آن‌كس بيان كرده‌ام اين سخن ، و ديگر با سر مىگويد تا برهانى واضح باشد بر همه كس كه مقصود او طعن و عناد است ، نه استكشاف و انصاف ) . سؤال هفتم : ارشاد و ولايت ، بىمرشد نمىشود ، او به من بگويد كه مرشد او كيست تا من تابع شوم . جواب : اين سخن به اضافهء با جمهور و اكثرين راست است ، اما به اضافهء با آحاد و افراد درست نيست ، آحاد ( ناس ) مىباشند كه ايشان را به مرشد ظاهرى احتياج نيست و وصول ظاهر شريعت ( به ايشان ) از طريق علم ، با قيام باطن نبوّت به حفظ و تربيت ايشان از طريق وجود كافى است ايشان را ، و اين ضعيف نه دعوى ولايت دارد و نه قطبيّت و نه نيز داعيه تابعيّت كسى ( مرا ) ،
وَ السَّلامُ عَلى مَنِ اتَّبَعَ الْهُدى
. « 2 » مثل ما مثل اصحاب كهف است ، جماعتى برادران يك دل متفق بودند ، به طور مردم به سر نمىتوانستند برد ، از ايشان كناره كردند كه قوم ايشان شرك جلى داشتند ،
هامش
( 1 ) . سوره حجرات ، آيه 14 « [ برخى از ] باديه‌نشينان گفتند ايمان آورديم ، بگو ايمان نياورده‌ايد ليكن بگوييد اسلام آورديم و هنوز در دل‌هاى شما ايمان داخل نشده است » . ( 2 ) . سوره طه ، آيه 14 « و بر هركس كه از هدايت پيروى كند درود باد » .
مكاتيب عبد الله قطب بن محيى — صفحة 731 | عبد الله قطب بن محيى