تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مكاتيب عبد الله قطب بن محيى — صفحة 730

مساهمون:

ص٧٣٠
نشود ، وجود نعمت چه باك ( اما واى بر آن‌كس كه به كمتر از اين در خدا طاغى شده ، واى بر او اگر توبه نكند . از جمله موجبات اين نوع خانه آن است كه جماعتى را كه مىخواهيم كه آنجا ساكن كنيم ، معتاد به شهر شده‌اند و خانه‌هاى شهريانه ، چون ما خواهيم كه ايشان را در خانه‌ها اسكان كنيم ، خانه بايد كه تا بهتر از خانه شهر باشد ( و ) بدتر از آن نباشد تا به سر توانند برد و وحشت مفارقت از وطن دحو الفتن و سكون در بيابان به دلنشينى منزل فىالجمله تخفيف شود . ) سؤال پنجم : آنكه اگر او ولىّ است يا قطب ، بايستى كه اموال قبول نكردى با ( وجود ) آنكه بسيار دارد و به آن التفات ننمودى . جواب : اين ضعيف را دعاوى مذكوره نيست « فسقط السّؤال هذا » و مرا گمان آن است كه مصرفى كه من صرف مال در آن مىكنم و نيّتى كه مرا است در صرف مال ، احسن و ازكى است ( از مصارف و نيّات كه جماعتى كه اين اموال به من مىدهند ، دارند يا تواندشان بود ، ) « و لا ازكّى نفس » و چون مرا به حسب اجتهاد ، اين گمان افتاده كه اگر قبول نكنم ( بلكه ساعى در آن نباشم ) خود را ( مجرم و ) مقصر مىدانم و از خداى عزّ و جلّ ترسانم و خداى اين از من مىداند و ديگر صلاح ( آن جماعت در اين است ، و من پيمان دارم كه در آنچه صلاح ) ايشان است ساعى باشم و « انّما الاعمال بالنّيّات » .
( كار پاكان را قياس از خود مگير * گرچه باشد در كتابت شير شير )
و ديگر اگر شما را گمان افتد كه اين سخن كه من مىگويم و اين بواعث كه خود را بازمىنمايم تكلّفى است ، خدا مىداند كه حق است و تكلّف نيست
وَ كَفى بِاللَّهِ شَهِيداً
« 1 » .
هامش
( 1 ) . سوره نساء ، آيه 166 « و گواه بودن خداوند بس است » .
مكاتيب عبد الله قطب بن محيى — صفحة 730 | عبد الله قطب بن محيى