خُذُوا حِذْرَكُمْ
« 1 » و مفسران حذر را به تير و كمان تفسير كردهاند ، و مقصود از استصحاب شربت علاج مرضى بوده كه در راه عطّار نمىباشد و به حمد اللّه به آن صرف شده نه به تلذذ ( و اگر به تلذّذ ) صرف شده ( به حمد اللّه شربت بوده نه شراب ! ! )
قُلْ مَنْ حَرَّمَ زِينَةَ اللَّهِ الَّتِي أَخْرَجَ لِعِبادِهِ وَ الطَّيِّباتِ مِنَ الرِّزْقِ
« 2 » .
سؤال دوم : آنكه امير محبّ الملة و الدين شيخ محمد ، چندين قرض داشت ، چه معنى داشت او را به مكه بردن ؟
جواب : اگر مقصود اين است كه قرض ايشان موجب استغراق اموال ايشان است ، چنانچه حج بر ايشان فرض نيست ، خلاف واقع است ، و اگر مقصود اين است كه قبل از اداى دين ، گزاردن حج حرام است ، اين نيز خلاف واقع است ، و اينكه ( اين ) ضعيف ايشان را با خود بردم هم خلاف واقع است ، ايشان خود ميل كردند و بر من واضح نبود كه ايشان را آمدن روا نيست ، منع معروف نكردم ( و تشبّه به منافقان ننمودم كه
الْمُنافِقُونَ وَ الْمُنافِقاتُ بَعْضُهُمْ مِنْ بَعْضٍ يَأْمُرُونَ بِالْمُنْكَرِ وَ يَنْهَوْنَ عَنِ الْمَعْرُوفِ
« 3 » اگر به شما واضح شده كه حج گزاردن حرام است منع فرماييد ) .
( سؤال سوم : آنكه غلام امير فاضل الدين محمد را چرا زده است و بند كرده ؟ )
جواب : ( از روى شريعت آنكه ) امير فاضل الدين محمد استعانت به محكمه احتساب فرموده بود كه او را بازفرستند و بىقيد ممكن نبود و بىضرب منقاد تقييد نمىشد و ايضا چندين نوبت نوكر احتساب از پى او رفته بود و تمرّد كرده و دشنام داده ، چنانچه تعزيرات كثيره بر وى جمع شده بود ، و از روى استحسان ( آنكه ) به سبب طول استبداد تكبّرى در او پيدا شده بود كه مهلك او بود ، به سبب ضرب پارهاى
هامش
( 1 ) . سوره نساء ، آيه 71 « [ در برابر دشمن آماده باشيد ] اسلحهء خود را برگيريد » .
( 2 ) . سوره اعراف ، آيه 32 « [ اى پيامبر ] بگو : زيورهايى را كه خداوند براى بندگانش پديد آورده ، و روزىهاى پاكيزه را چه كسى حرام گردانيده » .
( 3 ) . سوره توبه ، آيه 67 « مردان و زنان دو چهره [ همانند ] يكديگرند ، به كار ناپسند وامىدارند و از كار پسنديده بازمىدارند » .