« كبيت العنكبوت » بربافته فرحان :
عنكبوت ار طبع عنقا داشتى * از لعابى خيمهاى بفراشتى
چگونه آن روزگار نيامده باشد :
جاهلان غالب شدستند و ز بيم * عاقلان سرها كشيده در گليم
اعجاب او به رأى خود و جرئت او بر اهل حق به مرتبهاى است كه ايشان را به طرف انداختن فقه و حديث و سخن پيغمبر نسبت مىكند . از بيگانگان چه خنك است كه در ميان آشنايان سخنى گويند ، تو خدا و رسول او را چگونه مىشناسى كه بدانى كه سخن ايشان چيست ؟ ! اگر تو را از شناخت خدا و رسول او بهره بودى چنين بىباكى نمىنمودى كه
إِنَّما يَخْشَى اللَّهَ مِنْ عِبادِهِ الْعُلَماءُ
« 1 » اگر شناخت ابن سينا دعوى كنى بنا بر مجانست طور با او تهمتى است كه فىالجمله وجهى دارد كه او در عهدى كه با خداى عزّ و جلّ بسته ، خمر و زمر استثنا كرده ، ( امّا ) دعوى شناخت خدا و رسول او به چه مناسبت كنى ؟
مرا گويى اگر كشته خدايى * چه دارى از خدايى من چه دانم
اى جماعت فساق ! شما را مژده كه زود است كه اخوان به « اخوانآباد » مىروند و هفته ، هفته بلكه ماه ، ماه روى شما نمىبينند ، چرا كه چنين معلوم مىشود كه نماز جمعه آنجا فرض نيست ، با آنكه اميد از آن بريده نيست كه آنجا چندان كس بازديده شوند كه نماز جمعه توان گزارد ، آنگاه شهر براى شما خالى مىشود . از آن پس از شما كه به چنگ و چغانه و دف و ترانه شراب مستانه خوريد و پردهء شريعت هرچند توانيد دريد ، از چنگ ما رهيديد ، اما از چنگ خداى عزّ و جلّ رهايى نداريد ، مگر آنكه توبه كنيد و بازگرديد ، آنگاه نور چشم ماييد ، براى آنكه ما شما را ازآنجاكه شماييد دوست مىداريم ، دشمنى ما با آن بدىهاى شما است :
بر نمد هركس كه چوبى مىزند * چوب بر گرد است نى بر آن نمد
چون گردبدى از شما برخاست ما را با شما هيچ عناد نماند و همه صفا است ، و
هامش
( 1 ) . سوره فاطر ، آيه 28 « از بندگان خدا تنها دانايانند كه از او مىترسند » .