تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مكاتيب عبد الله قطب بن محيى — صفحة 712

مساهمون:

ص٧١٢
و صامت و ناطق همه با وى ناطق ، سزد كه جز از ذكر او دم نزنند و جز محبت به او چيزى نورزند و جز عبادت او كارى نكنند و جز به اين‌ها كه ذكر كرديم كه نسبت‌هاى شريف است ، با حضرت او چشمشان روشن نباشد ، امّا اين كار بلندهمّتان است كه جز در اعلى ذروه مقام نگيرند ، دون‌همتان هرچه پيش آيد در آن درپرند و با هرچه رو نمايد در سازند ! ايشان را با اين گزينش چه كار ؟ كار ايشان خورش و پوشش و انس با بنى جنس است ، از اين مقام در نگذرند و به حال حيوانات خشنود باشند ، « يأكلون كما يأكل الانعام و يجتمعون كما يجتمع الانعام » ، اللّه سبحانه اخوان ما را از دون‌همّتان مگرداناد و به مقام عالىهمّتان و پاك‌گوهران كه مقرّبان حضرت و حزب‌اللّه‌اند رساناد . انّه ولىّ ذلك و هو حسبى و نعم الوكيل . * * * بسم اللّه الرّحمن الرّحيم

مكتوب 329 - [ بىهمّت مَهين لئيم بنشيند تا عذاب اليم او را دريابد ]

من عبد اللّه الى محمد . يكسان نيست حال آن‌كسان كه دل ايشان به ياد خدا زنده گشته و نظافت تن و طهارت ذيل به ايشان ارزانى شده ، با حال آن‌كسان كه درن طبع از ايشان زائل نشده ، و در نجاست نفس ، گرفتار مانده‌اند و اگر امروز يكسان نمايد ، زود باشد كه به نداى
وَ امْتازُوا الْيَوْمَ أَيُّهَا الْمُجْرِمُونَ
« 1 » التباس رفع شود و امتياز آشكارا گردد ، و صاحب همّت كجا بر خود اين ستم كند كه خود را به حالى باز گذارد كه عن قريب در اغلال و سلاسل او را كشان‌كشان سوى گردنكشان به ناحيه هاويه برند ، اگر ترك اهل و مال بايد كرد و مفارقت از اوطان و اخدان بايد نمود و ( امّا ) چنان عذاب و خوراى را تن در
هامش
( 1 ) . سوره يس ، آيه 59 « و اى گناهكاران امروز [ از بىگناهان ] جدا شويد » .