مقتضى آن است قايم است ، اما امورى كه تعلق به حوادث و اوضاع جزئيه دارد تا آن اوضاع گذشت ، آن امر را وقعى نماند و به آن التفاتى نه ، و از آن برخوردارىاى نه ، هر چه از اين باب باشد فانيات فاسدات است و مشغولى به آن تضييع عمر است و روز قيامت چون آن اعمال به حكم
وَ وَجَدُوا ما عَمِلُوا حاضِراً
« 1 » پيش او آورند ، بسيار خنك باشد ، چون مقتضى آن اعمال و آن احوال باقى نيست و نفس زمهرير از آن آيد ، از غايت برودت و اليه اشار العارف حيث قال :
جهان بر رهگذر هنگامه كرد است * تو بگذر ( زانكه ) اين هنگامه سرد است
وفق اللّه حبيبى لرفض الجزئيّات الفانيات و التّوجّه بالكلّيّة الى الكليّات الباقيات الدّائمات .
* * * بسم اللّه الرّحمن الرّحيم
مكتوب 324 - [ هر خُلق كه در جوانى كه زمان قبول مادّه است مر صور ( را ) مكتسب نگشت . . . ]
من عبد اللّه ( قطب بن محيى ) الى ( وليّى فى اللّه الامير مرشد الملّة و الدّين ) عبد السلام .
هر خُلق كه در جوانى كه زمان قبول مادّه است مر صور ( را ) مكتسب نگشت ، در پيرى به فقد آن متأذّى و بيچارهاند و در آن جهان متأذّىتر و بيچارهتر ، هان شباب خود را درياب و بر خود رحم كن ، آن ساعت كه تنها مانى بىپدر و مادر و بىدوست و بىياور ، ( هان بكن باور ) هان تن در كار آور ، غافل منشين ، هان آخر كار را ببين .
( گفتم ) و حجّت به اين گفتن بر تو درست كردم تا آن روز نگويى كه كسى به من نگفت . و السّلام على من اتّبع الهدى .
* * *
هامش
( 1 ) . سوره كهف ، آيه 49 « و آنچه را انجام دادهاند [ در قيامت ] حاضر يابند » .