به سختى مبتلا باشند هر روز به طورى و رنگى . اى ولى من ! مؤمن از آن در دنيا سختى بيند تا چون در عقبى به نعيم مقيم فايز شود ، قدر آن داند ؛ هركس كه در دنيا سختى بيش كشيده ، آن نعيم بر او گواراتر است ، اى ولى من ! مؤمنان را روحى و نورى باشد كه از درون خود يابند ، قوّت و سكينهء مؤمنان به آن باشد ، اما از ظاهر هستى جز مكاره چيزى نيابند ، آرى « حفّت الجنّة بالمكاره » صبر بايد كرد و هر نوع كه هست بايد گذرانيد كه « لقاء اللّه » نزديك است .
اگرچه جمله در اندوه و درديم * يقين دانم كه آخر شاد گرديم
* * * بسم اللّه الرّحمن الرّحيم
مكتوب 321 - [ خداى دنيا را « لا شىء » نام كرده ، نه بد او به بد توان نهاد و نه نيك او به نيك ]
من عبد اللّه قطب الى وليّى فى اللّه و نصيرى الى اللّه حبيب قلبى و عونى على امر ربّى الامير محبّ الملّة و الحقّ و الدّين الشّيخ محمد جعله اللّه من اولى الالباب ( اما بعد ) .
اگر دنيا نزد خداى عزّ و جلّ پر پشهاى ارزيدى ، هيچكس از بيگانگان از خويش را يك جرعه آب ندادى و هيچ يك از آشنايان خويش را نگذاشتى كه نيش پشهاى بر تن ايشان خورد ، امّا خداى عزّ و جلّ دنيا را « لا شىء » نام كرده ، نه بد او به بد توان نهاد و نه نيك او به نيك ، نيك و بد او يكسان است ، و از اين يكسانى است آنكه آن را زياده وزنى و وقعى نمىنهند ، كه اعدا از خيرات آن محروم نمىباشند و اوليا از شرور آن محمى نه ، نزد دونهمّتان كه اخلاد به سوى ارض كردهاند ، نيك و بد دنيا به نيك و بد محسوب است ، چنانچه نزد كودكان يافتن خرمايى به چيزى معدود آيد و گم كردن جوزى به شرّى شمرده ( شود ) ، اما نزد ارباب همم كه ناظر در كليّات هستى باشند وجود و عدم دنيا يكسان باشد و ديدهء ( بصيرت ) ايشان ناظر به چيزى ديگر باشد ، خداى عزّ و جلّ شما را از چنان نظر بىبهره مگرداناد ، آمين .
* * *