بسم اللّه الرّحمن الرّحيم
مكتوب 322 - [ مثل آدمى مثل آن شخص است كه در خواب بود و مارى در شكمش رفت ]
من عبد اللّه قطب الى اسماعيل ( و بعد ) .
مثل آدمى مثل آن شخص است كه در خواب بود و مارى در شكمش رفت ، كسى آن را بديد ، وى را بيدار كرد و به زخم چوب او را به دويدن مشغول گردانيدن تا مار در شكم او پاره شد و با وى نمىگفت كه تو را براى چه مىدوانم كه مبادا از ترس بميرد .
انبيا عليهم السلام آنچه علاج آدمى است كردهاند ، اما آنچه آدمى را واقع است اذن خداى نيست كه ببينند و الّا از ترس هلاك شوند ، مسكين آدمى او به حال خود شاد و خرم ، براى آنكه حال خود نمىداند و عالم به حال او گريان كه مىبيند كه او در چه ورطه افتاده و در معرض چه امر با خطر در آمده .
جمله عالم در لباس تعزيت * اشك مىبارند و تو در معصيت
اعاذنا اللّه و وليّى ، و السّلام على وليّى و رحمة اللّه .
* * * بسم اللّه الرّحمن الرّحيم
مكتوب 323 - [ باقيات صالحات ]
من عبد اللّه ( قطب بن محيى الى وليّى الامير محبّ الملّة و الدّين ) الشّيخ محمد ؛ ( اما بعد ) .
باقيات صالحات اعمالى است كه تعلق به وضعى و زمانى معيّن نداشته باشد ، پس در هر نشئه از نشئات كه آن را پيش شخص آورند به آن برخوردار تواند بود . مثل ذكر خداى و عبادت ( او ) كه در هرجا كه خواهد بود عبوديت او و خدايى خداى كه