تماميى است بيرون از تمامى جسم و كمالى وراى كمال جسم ، ايشان را زياده التفاتى به امر جسم نيست و جسم را با حوادث و عوارض باز گذاشتهاند ، جسم از اين جهان است و آدمى از آن جهان ، چه دل در او مىبندند ( و به ريش خود مىخندند ! )
در سراى مردمان خانه مكن * كار خود كن ، كار بيگانه مكن
كيست بيگانه ، تن خاكى تو * كز براى او است غمناكى تو
مردمان تعجب مىكنند كه چگونه خداى عزّ و جلّ كه به مؤمنان رؤف است ، بلا به ايشان فرستد ! اين بلاها براى آن است كه جسم و جان مؤمن از هم جدا شود ، پيش از آنكه آب از كوزه بريزد . جان در جسم به مثابهء روغن باشد در شير ، اگر شير در مشك كنند و بسيار او را جنبش دهند ، روغن از شير جدا شود ، آنگاه روغن ، روغن باشد و آنچه بماند دوغ باشد و در اين صورت روغن به منزلهء راكب باشد و دوغ به منزلهء مركب او ، و اگر اين رياضات و حركات او را درنيابد و روغن در شير بماند « معدوم الاثر و مستهلك العين » ، چون شير از كاسه ريخت ، روغن با او به زمين ريزد و چنان روغن هرگز با خود نرسد و استقلال خويش درنيابد و به داغ
نَسُوا اللَّهَ فَأَنْساهُمْ أَنْفُسَهُمْ
« 1 » مبتلا باشد .
لا تُفَتَّحُ لَهُمْ أَبْوابُ السَّماءِ
« 2 » صفت چنان ارواح است و مستقر ايشان سجّين ارض است ، صعود به عليّين ايشان را نباشد و در اسفل سافلين جاى داشته باشند و در اين صورت دوغ بهمنزله قبر باشد و روغن به منزلهء مدفون در او ، پس بلا موجب خلاص روح است از تعلّق به جرم ، و تا قيد جسم از پاى مرغ روح برندارند ، طيران به سماء قدس نتواند كرد .
اين بلاى دوست تطهير شما است * علم او بالاى تدبير شما است
و گرچه مقرّبان حضرت را جسم باشد ، اما جسم ايشان قيد ايشان نباشد ، بل مدد
هامش
( 1 ) . سوره حشر ، آيه 19 « كه خدا را فراموش كردند و او [ نيز ] آنان را دچار خودفراموشى كرد » .
( 2 ) . سوره اعراف ، آيه 40 « درهاى آسمان را بر ايشان نمىگشايند » .