گوش براى چيست جز براى آنكه اخبار او شنود ؟ زبان براى چيست جز براى آنكه ذكر او كند ؟
هان بيا اى دوست حقيقى تا دست به دست هم دهيم و پاى در اين ره نهيم و سر از پا ندانيم ، خود را باز نبينيم و در اين دريا غوطه خوريم تا از كجا سر برآريم ، باشد كه از چشمهء وصل سر برآريم .
اندر اين بحر بيكرانه چو غوك * دست و پايى بزن چو دانى بوك
و السّلام على حبيبى .
* * * بسم اللّه الرّحمن الرّحيم
مكتوب 304 - [ راز ابتلاى مؤمن ]
من عبد اللّه قطب الى وليّى فى اللّه و عونى الى اللّه الامير محبّ الملّة و الدّين الشيخ محمد ، عافاه اللّه ( اما بعد ) .
سپاس و ستايش خداى را عزّ و جلّ كه به خبر سلامت وليّم بر ما منت نهاد ، چنانچه به خبر سلامت ( وليّم ) بر ما منت نهاد به تمام سلامت بر او منت نهاد ، و بعد اگر مؤمن بداند كه در زمانى كه شكستى يا آزارى يا وجعى يا مصيبتى به او مىرسد ، الطاف خداى عزّ و جلّ به چه نوع رو به او مىآورد و از سحاب مرحمت باران احسان بر جسم و جان او ، چگونه ريزان مىگردد ، كامش جز به بلا شيرين نشود ، چنانچه از ابى يزيد قدّس سره منقول است كه روزى كه محنتى به او نرسيدى گفتى ( بار ) خدايا نان يافتم نان خورش مىخواهم .
اهل طبع چون جز اين جسم چيزى نشناختهاند و از خود جز آن نمىدانند ! سعادت خود را جز درستى جسم و حصول آنچه ملايم جسم است از شهوات ارضيّه گمان نمىبرند ! امّا اهل حق دانستهاند كه ايشان جز اين جسماند و ايشان را در خود