تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مكاتيب عبد الله قطب بن محيى — صفحة 689

مساهمون:

ص٦٨٩
سلوك ايشان باشد ، جسم اهل طبع نسبت به روح ايشان ، همچون قيد باشد در پاى و شكّى نيست كه پاى با قيد روش نتواند كرد و جسم اهل حق نسبت به روح ايشان ، همچون كفش باشد در پاى و شكى نيست كه پاى در كفش روش بهتر تواند كرد و از آفت محمىتر باشد
إِنَّ فِي ذلِكَ لَذِكْرى لِمَنْ كانَ لَهُ قَلْبٌ أَوْ أَلْقَى السَّمْعَ وَ هُوَ شَهِيدٌ
« 1 » و السّلام على حبيبى . * * * بسم اللّه الرّحمن الرّحيم

مكتوب 305 - [ قشر دنيا تيره و كثيف است و لبّ آن نيّر و لطيف ]

من عبد اللّه قطب الى وليّى فى اللّه الامير افضل الملّة و الدّين محمد ( اما بعد ) . ازبس‌كه در جهان ناامنى گرفته و هرچند ( آدمى ) چشم مىآرد و مىبرد مأمنى نمىيابد ، بيم است كه نااميد شود و چنان پندارد كه بناى هستى بر تفرقه و غصّه است ، اما چنين نيست ، چگونه بناى امر بر مكروه باشد ، بناى امر بر محبوب مىبايدش بود ، در عين اين پريشانى و تفرقه ، جمعيّتى مودّع است كه آن‌كس كه خداى عزّ و جلّ مىخواهد به سرّ آن مىافتد و آن‌كس كه نمىخواهد او را با ظاهر دنيا مىگذارد ، دنيا را قشرى است و لبّى ، قشر تيره و كثيف است و لب نيّر و لطيف . اولو الالباب را به لبّ آنكه باطن است راه نمايند و به آن منعّم باشند و غير اولو الالباب را با قشر كه ظاهر است گذارند و به آن معذّب باشند
فَضُرِبَ بَيْنَهُمْ بِسُورٍ لَهُ بابٌ باطِنُهُ فِيهِ الرَّحْمَةُ وَ ظاهِرُهُ مِنْ قِبَلِهِ الْعَذابُ
. « 2 »
هامش
( 1 ) . سوره ق ، آيه 37 « قطعا در اين [ عقوبت‌ها ] براى هر صاحبدل و حق‌نيوشى كه خود به گواهى ايستد عبرتى است » . ( 2 ) . سوره حديد ، آيه 13 « ميان آنها ديوارى زده مىشود كه آن را دروازه‌اى است ، باطنش رحمت است و ظاهرش روى به عذاب دارد » .