تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مكاتيب عبد الله قطب بن محيى — صفحة 682

مساهمون:

ص٦٨٢
حقيقت ، و از اينجا گفته‌اند :
همه چيز را تا نجويى نيابى * به جز حق كه تا نيابى نجويى
پس « سير الى اللّه » معلول است اگر نه « سير فى اللّه » آن را دريابد ، و سلوك ابتر است اگر نه جذبه آن را تدارك كند ، پس سالك اگر نداند كه در چه كار است ، گو مدان ، نادانسته كار كند كه كار او را به دانش رساند :
دوست دارد دوست اين آشفتگى * كوشش بيهوده به از خفتگى
بناى طريقت بر تمسّك است به ثبات و ترك ترّهات ، ترهات دانيد كه چيست بر شاهراه كه روند هرگونه راه‌ها كه به اين سوى و آن سوى رود پيش آيد آن را ترهات گويند ، اگر سالك متوسوس باشد در هرجا توقفى كند كه شايد چنان بايد رفت و به اين ( سبب ) كار بر او دراز كشد ، سر در پيش مىبايد افكند و راهى كه دارند از دست نمىبايد داد و توكّل بر خداى مىبايد كرد
مَنْ يَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ فَهُوَ حَسْبُهُ إِنَّ اللَّهَ بالِغُ أَمْرِهِ
« 1 » و زور بر قدم مىبايد كرد تا به منزل رسند ، كه شب نزديك شده و دشمنان بر اطراف راه كمين دارند ، هان بشتابيد . هان دريابيد ، هان برخيزيد ( هان برخيزانيد ) « و ما التّوفيق الّا من عند اللّه عزيز الحكيم » . حكايتى كه در باب قلّت زيارت بعضى نوشته بودند و آنكه مظنهء اثم هست يا نه ؟ بلى مظنهء اثم است ، مبادرت جوييد به زيارت و عيادت ؛ و آنچه در باب فضاى خانه نوشته بودند در عهده امير غياث الدّين محمد كرده كه به تقديم رساند . و السّلام على وليّى ، سلام به وليّم امير صفى الدين محمد رسانند و در مطالعهء نامه شركت بخشند . * * *
هامش
( 1 ) . سوره طلاق ، آيه 3 « و هركس بر خدا اعتماد كند ، او براى وى بس است ، خدا فرمانش را به انجام رساننده است » .