تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مكاتيب عبد الله قطب بن محيى — صفحة 649

مساهمون:

ص٦٤٩
انوار لذيذه و بوارق شوقيّه هست و منطق فعّال كه چون آن را آشكارا كند ظواهر اكوان آن را مطيع و خاضع گردد و چون سيماى آن بر جبين او لايح گردد ، همه كس به قدر بينش خود شكوه از آن بر ايشان نشيند ؛ و اگر نه آن است كه آن انوار بر او از فيض عالم قيّوم است ، كجا جهان آن را خاضع و منقاد مىگشت ، چه اثر خاضع نيست الّا مر مؤثر خود ( را ) ، يا آنچه نسبتى او را با آنجا درست شده باشد كه
وَ لِلَّهِ الْعِزَّةُ وَ لِرَسُولِهِ وَ لِلْمُؤْمِنِينَ
« 1 » « و فى الصّحيح : انّ اللّه اذا احبّ عبدا نادى جبرئيل عليه السّلام انّ اللّه قد احبّ فلانا فاحبّه ، فيحبّه جبرئيل ، ثمّ ينادى جبرئيل فى السماء انّ اللّه عزّ و جلّ قد احبّ فلانا فاحبّوه فيحبّه اهل السّماء و يوضع له القبول فى اهل الارض » و كسى كه نه از اهل باطن است او را معلوم است ، كه اهل باطن در عالم هستند و به تواتر معلوم كرده آثار و احوال ايشان ( را ) و مىداند كه آدمى نوعى واحد است ، هرچه بر يكى روا است در قبول ماهيّت هر يك ( را ) همان هست . پس معلوم مىكند كه اتّصال به غيب و استفاضهء از عالم باطن در استعداد همه آدمى هست و چون درست شد كه آدمى را راه به ظاهر و باطن هر دو هست و باطن اصل است و ظاهر ظلّ ، چرا آدمى اصل را فروگذارد و به ظلّ مشغول شود ؟ و اگر چنين كند نباشد او جز ستمكارى جهول ! خداى عزّ و جلّ ما را و اخوان ما را از ستمكارى و جهل به پناه خود داراد و به راه پيغمبران و صدّيقان راه نمودى كناد ؛ آمين . * * * بسم اللّه الرّحمن الرّحيم

مكتوب 271 - [ آفريدگار تعالى از شما اعلم و در خواهش خير برايتان ارحم است ]

من عبد اللّه قطب الى الاخوان الالهيّين التّائبين و شيخهم و اميرهم و الواحد بعد
هامش
( 1 ) . سوره منافقون ، آيه 8 « و عزت از آن خدا و از آن پيامبر او و از آن مؤمنان است » .