محنتها و بلاها كه سالكان را پيش آيد ، آنها كه صادقانند كه فى الحقيقة ايشان را درد راه خدا افتاده و براى او دل از همه كس و همه چيز نهادهاند ، اگر چه بلا بر طبع شاقّ باشد امّا دل ايشان را در آن آسايش حاصل شود و ( در ) هر بلايى كه براى خدا به ايشان رسد ايشان را لذّتى تازه رو نمايد ، و امّا اين شيوهء مفردان را كه دل از اهل و مال و حشمت و جاه بركندهاند و حشمت و جاه خود را در ميان اهل سماوات جويانند نه در ميان اهل ارض مسلّم است ، هركس كه او را استشراف دل به سوى علوّ در ارض و لذّات جهان و حفظ حرمت در ميان بنىآدم باقى است ، چگونه تواند كه از اين سوى مال رود ، از آن سوى جاه بر طرف شود ، از ناحيه ديگر رنج و تعب و مشقت پيش آيد ، و شهوات اين كس از اين كس جدا افتد ، و او را دل برقرار و بر حال خويش استوار باشد ؟ !
جماعت اخوان حرمتى و رويى در ميان قوم و ساير مردمان دارند شايد كه بر آن بودند كه دست سلوك بر خود نهادن مانع آن نيست ، آسان اين دست بر خود نهادند ، اما چنين نيست ، محال است كه كسى به سلوك اين راه برخيزد و مردمان به معادات او برنخيزند و چون غير سالكان اكثرند از سالكان و اتفاق كنند ، سالكان با ايشان چگونه برآيند ؟ هرآينه ايشان دست تطاول دراز مىكنند و سالك آن روى و حرمت كه خود را در ميان ايشان مىديد بازنمىيابد ، و از هر طرف ايذا و اهانت و استهزا و سخريه روى به او مىنهد ، در اوّل حال چنين صورت بالضّروره روى مىنمايد ؛ در ثانى الحال اگر خداى را عزّ و جلّ ارادهء خيرى به اهل ارض است و مىخواهد كه راهى به او مفتوح شود و شعار سلوك قايم گردد و خلقى چند از اين طريق مهتدى شوند ، باز سالكان را مدد مىفرمايد و جانب ايشان را قوّت مىبخشد و مخالفان را مخذول مىسازد و قرار كار بر سالكان مىگيرد ، و اگر چنين ارادهاى نيست نصرت سالكان و خذلان مخالفان به آخرت مىافتد ، اين امرى است كه در مشيّت خدا است عزّ و جلّ :
و رسول اللّه صلى اللّه عليه و آله از اين مقام مأمور گشت به آنكه فرمايد
ما أَدْرِي