تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مكاتيب عبد الله قطب بن محيى — صفحة 647

مساهمون:

ص٦٤٧
اكنون اى بازماندگان اولاد آدم ! زينهار كه با رسولان ملك به ادب باشيد و فرمان ايشان را گردن نهيد و هرچه ايشان گفته‌اند يك سر موى از آن تجاوز مكنيد كه اين حضرتى بس بزرگ جبار است و هم كريم و غفّار است و السّلام على من اتّبع الهدى . * * * بسم اللّه الرّحمن الرّحيم

مكتوب 269 - [ خواهم كه يك ساعت از ذكر عالم اعلى نياسايم ]

من عبد اللّه قطب الى وليّى فى اللّه الامير مجد الملّة و الدّين اسماعيل . خواهم كه يك ساعت از ذكر عالم اعلى نياسايم و چندان از آن بازگويم كه عالم اسفل در نظر پست شود و ناچيز ، مانند كسى كه ديدهء او از آفتاب متأثر شده باشد ، چگونه سايه اگرچه در ذات خود مرتبه‌اى از روشنى است ادراك نكند ، و تا دوام ذكر فى ساير الاوقات داب سالك نشود اين ثمره ندهد و مشارك در ذكر قوى مددى است در اين باب ، خداى عزّ و جلّ جماعتى را كه دست اين مشاركت بر خود نهاده‌اند و بر سلوك سبيل خدا پيمان كرده‌اند ، بر عهد و پيمان استوار گرداناد تا از اين گفتگوى خاموش نشوند ، و نتوان كه از آن خاموش نشوند ، جز به آنكه از گفتگوهاى تو خاموش شوند براى آنكه به يك زبان دو سخن نتوان گفت و به يك دل ، دو چيز را نتوان بود
ما جَعَلَ اللَّهُ لِرَجُلٍ مِنْ قَلْبَيْنِ فِي جَوْفِهِ
. « 1 » هربار كه نامه نويسم ، خواهم كه نامهء همهء اخوان نويسم ، تا به بهانهء هر يك شطرى از شرح عالم ذكر گزارش پذيرد و پاره‌اى زمان به ذكر عالم اعلى بگذرد . و باعثى ديگر آنكه چون اخوان جمع شوند براى خواندن نامه ، ناچار هر يك انتظار نامه خود كشند ، چون نامه او نباشد ، آن انتظار بازگردد به خلوت‌خانه دل ،
هامش
( 1 ) . سوره احزاب ، آيه 4 « خداوند براى هيچ مردى در درونش دو دل ننهاده است » .