آدمى كه جز عذاب جاويد ، درمان او نداند ، مگر كه نهاد آدميّت او بدل شود و الّا تا نهاد ، نهاد آدميّت است چنين است ، خداوندا از آن تبديل ذرّهاى در كار ما و اخوان ( و دوستان ) ما كن . انّك بالجود على العالمين منّان .
* * * بسم اللّه الرّحمن الرّحيم
مكتوب 268 - [ اى بازماندگان اولاد آدم ! زينهار كه با رسولان ملك به ادب باشيد ]
( من عبد اللّه قطب بن محيى . اما بعد ) خداى عزّ و جلّ بهشت را به قدرت خود آفريده و هر آرزوى كه در انديشهء انديشهور گذرد بهتر و خوشتر از آن ، آنجا آماده فرموده ، بعد از آن رسولى را پيش بنىآدم فرستاده و ايشان را به آن سراى خوانده كه صنع خويش به ايشان نمايد و ايشان را به آن نعمتها برخوردار كند .
بعضى از بنىآدم كه آراميده و مسكين و خردمند بودند ، گوش به داعى خداى داشتند و فهميدند كه چه مىگويد و به جان و دل ، آن را قبول كردند و به آنجا شتافتند و احسان ملك دريافتند و به تشريف او رسيدند .
و بعضى احمق بودند و متكبّر و سفيه ، و خوكاره به اين نه كه گوش به سخن كسى دارند از عجب و خودرأيى ، هرآينه گوش با او نداشتند كه چه مىگويد فهميده و نافهميده آن را رد كردند و سر به آن فرونياوردند ، كار ايشان سربهسر نگذشت كه همين باشد كه از عطاى ملك محروم مانند ، ملك به ايشان خشمناك شد كه شما چه كس باشيد كه مثل منى شما را به آستانهء خود خواند و شما تكبّر كنيد و سركشى پيش آريد ! سوط عذاب بر آن گستاخان و بىادبان فروبارانيد ، عذابى چنانكه اگر باد آن عذاب به جهان رسد ، آسمانهاى هفتگانه و زمين از جاى بركند و در بيغولهء نيستى افكند و چنان عذاب بر تن و جان آن سفيهان بىادب گستاخ شكسته شاخ جاويد گردانيد . اولى لهم ثمّ اولى لهم .