تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مكاتيب عبد الله قطب بن محيى — صفحة 648

مساهمون:

ص٦٤٨
بىدست آويز ، همچون كدخدايى كه به خانهء ( بىچيزى ) آيد و عيال و اطفال او را ديده در راه كه چه با خود مىآورد ، ناچار از ايشان شرمنده گردد . و باعثى ديگر آنكه اگر چه نامه عامّة نافع است اما ( نامه‌اى ) كه روى سخن در آن به خصوص شخص است كانّ كه شخص اصغا به آن بهتر مىكند و انتفاعش از آن زياده است . غرض كه بنابراين بواعث ، هربار ( كه ) خواهم كه استيفاى نامهء همهء اخوان كنم ، ليكن اگر مقيّد به اين استيفا مىشوم قاصد را زمان بسيار درنگ مىبايد كرد و نيز اگر هربار نامه بسيار جمع شود شايد ازدحام كند بر افهام ، و موجب عدم كمال اصغا و انفهام گردد و اقتصار در موعظه مستحب ( است ) ، بنابراين معانى مكتوب بعضى از اخوان به خصوص گاه هست كه نوشته نمىشود و به مقضى « المؤمنون كنفس واحدة » مكتوب هر يك را مكتوب همه مىگيرد ، اين عذر بايد كه نزد اخوان ممهّد و معلوم باشد ؛ و السّلام . * * * بسم اللّه الرّحمن الرّحيم

مكتوب 270 - [ اتّصال به غيب و استفاضهء از عالم باطن در استعداد همه آدمى است ]

من عبد اللّه قطب الى اخوان الصّدق فى تبريز ، نصرهم اللّه بالنّصر العزيز . ( امّا بعد ) نظامى كه عالم راست در حركات و سكنات و خواصّ و معانى سخت ظاهر است كه ناظم آن نه عالم خود است ، چه تفتيش كه مىكنند هيچ يك از آنها از آثار و تأثيرات خود نه آگاهند و هيچ يك نمىدانند كه در چه كارند . پس معلوم مىشود كه با اين پيدا پنهانى است و اين قايم را قيّومى است و سررشته اين كار به جايى ديگر باز بسته و آب اين جوى از چشمه ديگر روان است و آدمى را به اين پيدا و آن پنهان هر دو راه است « كونىّ الجسم الهىّ العلم » است ، اما راه او به ظاهر خود ظاهر است ، و امّا راه او به باطن اگر كسى از اهل باطن است به ذوق خود درمىيابد كه او را در نهان خود
مكاتيب عبد الله قطب بن محيى — صفحة 648 | عبد الله قطب بن محيى