تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مكاتيب عبد الله قطب بن محيى — صفحة 644

مساهمون:

ص٦٤٤
شيخ محمد را در اين دعا شريك ما دار ) و ما را در حصار رحمت خويش كه جهان وحدت است با هم دار . انّك انت العزيز الغفّار و صلى اللّه على نبيه الطّاهر ( محمّد ) و آله اجمعين و الحمد للّه ربّ العالمين . * * * بسم اللّه الرّحمن الرّحيم

مكتوب 266 - [ عاقبت جوينده يابنده بود ]

من عبد اللّه قطب الى وليّى فى اللّه الامير شمس الملّة و الدّين ابى سعيد . ( اما بعد ) آدمى هرچه مىورزد چون بازديدى آن را حاصل كرده ، اين‌ها كه طالب علم شده‌اند و دانشمند شده‌اند و بر حالىاند خيلى مباين حال عوام فيما هم فيه اين حال مباين به ورزش ايّامى كسب كرده‌اند ، دانشمند و طالب علم از مادر نزاييده‌اند ، استاد درودگر و استاد زرگر بر حالىاند مباين حال ديگران كه ديگرى هرچند خواهد كه آن كار كه ايشان مىكنند بكند نتوانند كرد ، اين مباينت جز به كسب و ورزش حاصل نكرده‌اند ، همچنين محبّت خداى و سلوك سبيل او چون به ورزش آن مشغول شوند و عمرى پاىكوبان و سركوبان در آن بسر مىبرند ، آخر در آن مرتبه‌اى بيابند و آن دست به ايشان دهد .
سايه حق بر سر بنده بود * عاقبت جوينده يابنده بود
و اين پيشه‌اى است كه آدمى را گزيرى نيست از اكتساب آن ، براى آنكه آدمى يا صاحب همّت است يا جوياى عافيت ، اگر صاحب همّت است صاحب همّت جز به آنچه اعلى اشياء باشد سر فرونتواندآورد ، و اعلى اشياء خداى است عزّ و جلّ و اعلى كارها با وى آشنا گشتن و با وى راز كردن و محرم اسرار حكمت او بودن ، كما اقول :
آنجا كه به چرخ است مه از زخم تلنگ * آتش زند از شوق در آن راه شلنگ
ديديم و رسيديم و گرفتيم به چنگ * آن حلقه كه صور از اوست يك صوت جلنگ