محبت باشد ، چه مشهور است كه « اذا احبّ اللّه عبدا ابتلاه » . جواب آنكه اين انديشه ديگر نفرمايند « و اللّه يغفر لكم هذه المرّة » چه عافيت نعمتى است مغبوط كه رسول اللّه صلى اللّه عليه و آله امر به طلب آن فرموده و از بلا پناه به خدا برده ، و بلاجهت تحقيق ولاى حق خداى است عزّ و جلّ ، اگر بفرستد عدل او است و اگر از آن درگذرد فضل او است و اگرچه تخليص محبت از شوايب تهمت اكثر آن است كه به طريق ابتلا و محنت مىباشد ، اما هست كه بىآن مىشود ، و هركس را از خداى عزّ و جلّ در مىبايد خواست كه تخليص و تزكيه او از غير طريق بلا بفرمايد و او را به مسلك اقلّين مسلوك دارد ، اگر اجابت فرمود ، ف
ذلِكَ فَضْلُ اللَّهِ يُؤْتِيهِ مَنْ يَشاءُ
« 1 » و اگر اجابت نفرمود آن را محض عدل مىبايد دانست و در موضع ابتلا ثابت و راسخ قدم مىبايد بود كه تزلزل به خود راه ندهند ، چنانچه به حمد اللّه در صورت موجعهء فرزند دلبند كه به آن موفّق شدهاند بر حزن قلب كه معفوّ عنه و مغفور است چيزى نيفزودهاند . « اعظم اللّه اجركم و غفر لميّتكم و اورثكم عنه عبرة و تذكرة و بارك فى عمر الباقين آمين » .
ثانى آنكه روح چيست و قلب چيست و چه نسبت است ميان ايشان ؟ جواب :
روا دارم كه در خونم نشانى * سخن از دل مگو ديگر تو دانى
مپرس از من حديث زلف پرچين * مجنبانيد زنجير مجانين
اى روحم به تو اميدوار ، اى دلم مهرت را خريدار ، به صفات دل و روح موصوف شدن خوب است ، حكايت ايشان شنيدن چه سود ؟ بلكه شايد مضرّت دهد ، براى آن كه مبادا انديشهء سامع به آن نرسد و تكذيب كند كه
بَلْ كَذَّبُوا بِما لَمْ يُحِيطُوا بِعِلْمِهِ وَ لَمَّا يَأْتِهِمْ تَأْوِيلُهُ
« 2 » آنگاه هرگز رستگار نشود ، مع ذلك از امتثال اشاره احبّهء صدق چاره نيست .
هامش
( 1 ) . سوره حديد ، آيه 21 « اين فضل خداست آن را به هركه بخواهد مىدهد » .
( 2 ) . سوره يونس ، آيه 39 « بلكه چيزى را دروغ شمردند كه به علم آن احاطه نداشتند و هنوز تأويل آن بر ايشان نيامده است » .