تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مكاتيب عبد الله قطب بن محيى — صفحة 636

مساهمون:

ص٦٣٦
است و وكيل خاموشان است كه شرح حال ايشان كند ، عقل مىگويد كه مرده اين مىگويد كه اگر من بدانستمى كه حالم اين خواهد شد ، نكردمى جز كارى كه امروز به وصلهء من نشستى ، اى زندگان از حال مردگان عبرت گيريد پيش از آنكه از ايشان گرديد ، پدر مرد ، مادر مرد ، برادر خواهد مرد ، اين كس نيز لا جرم خواهد مرد . اى مخدوم ! اگر شخص انتظار روزى مىكشد كه كار جهان به تمامى راست كند و از آن فارغ شود ، آن‌گاه شروع در كارسازى آخرت كند ، گو به هرزه انتظار مكش كه چنين روز نخواهد بود .
( تا كار جهان راست كنى دير شود * چون دير شود دلت ز ما سير شود )
و ( بدان كه ) هيچ‌كس را چنين روز روزى نشده ، هم در اثناى اين احوال گروى مىبايد گرفت و فرصتى چند غنيمت شمردن كه حاصل عمر او همان است
وَ لا تَنْسَ نَصِيبَكَ مِنَ الدُّنْيا
« 1 » نصيب آدمى از جهان همان وقتكها است كه به اخلاص براى خدا در آن كارى كرده ، باقى نصيب جهان است از او ! خرم آن‌كس كه نصيب خود از جهان از نصيب جهان از او بشناخت و عمر خويش را در نباخت . و لا حول و لا قوّة الّا باللّه ، و اللّه ولىّ التوفيق . * * * بسم اللّه الرّحمن الرّحيم

مكتوب 263 - [ نشانهء محبت و سخنى در قلب و روح ]

( اما بعد التّحية و السّلام و عرض الشّوق و الغرام ) صورتى چند نگاشته كلك استفسار و استعلام فرموده بودند : اوّل آنكه از جهت قلّت ابتلا به مصائب خوفى عارض شده كه مبادا نشانهء عدم
هامش
( 1 ) . سوره قصص ، آيه 77 « و سهم خود را از دنيا فراموش مكن » .