تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مكاتيب عبد الله قطب بن محيى — صفحة 639

مساهمون:

ص٦٣٩
باشد اما بالذّات نه براى آنكه الم از الم ، الم نيابد ، و عالم كثرت و عالم خلق نه اين جهان است كه حالى محسوس مىشود ، براى آنكه حالى به واسطه انسان كه برزخ عالمين است امداد از عالم امر به عالم خلق و اصل و متواصل است و خلق بر صرافت خويش باقى نيست ، كما قال سبحانه :
تَنَزَّلُ الْمَلائِكَةُ وَ الرُّوحُ فِيها بِإِذْنِ رَبِّهِمْ مِنْ كُلِّ أَمْرٍ
: « 1 » و قرء بعضهم من كلّ امرئ . هرگاه كه آدمى از ميان برخيزد و امر بالكليه به خدا رجوع كند كه
تَعْرُجُ الْمَلائِكَةُ وَ الرُّوحُ إِلَيْهِ فِي يَوْمٍ كانَ مِقْدارُهُ خَمْسِينَ أَلْفَ سَنَةٍ
« 2 » آن‌گاه جهان خلق ظاهر شود ، همچون مسى زراندود كه زر از وى برود و سياهى و تيرگى ذاتى او بازديد آيد ؛ و سرّ تسميه اين جهان به دار الغرور ظاهر شود
إِذَا الشَّمْسُ كُوِّرَتْ وَ إِذَا النُّجُومُ انْكَدَرَتْ
« 3 » شرح اين حال است . و هرگاه كه امر به كلّيّه رجوع كند نفوس و ابدان آن كسان كه ارواح و قلوب ايشان در جهان وحدت است با خويش همراه برد براى ثبوت علاقه ، و چون خلق بالكليه ممتاز گردد كه
وَ امْتازُوا الْيَوْمَ أَيُّهَا الْمُجْرِمُونَ
« 4 » ارواح و ابدان آن كسان كه نفوس و قلوب ايشان در جهان كثرت است به جهان كثرت پيوندد از موضع علاقه ، و آن روز عالم امر دار السّرور گردد و جنّات نعيم و عالم خلق دار البوار و عذاب اليم « فيما ذكرنا كفاية لمن استبصر و عبرة لمن تدبّر » . ثالث آنكه خاطر به عزلت راغب است . جواب آنكه رغبتى است صحيح ان شاء
هامش
( 1 ) . سوره قدر ، آيه 4 « در آن [ شب ] فرشتگان با روح به فرمان پروردگارشان براى هر كارى [ كه مقرر شده است ] فرود آيند » . ( 2 ) . سوره معارج ، آيه 4 « فرشتگان و روح ، در روزى كه مقدارش پنجاه هزار سال است ، به سوى او بالا مىروند » . ( 3 ) . سوره تكوير ، آيه‌هاى 1 و 2 « آن‌گاه كه خورشيد به هم درپيچد ، و آنگه كه ستارگان همى تيره شوند » . ( 4 ) . سوره يس ، آيه 59 « و اى گناهكاران امروز [ از بىگناهان ] جدا شويد » .