هر مبتدى كه از آن خالى است ، عمل او محض تقليد است لا شىء و باطل ،
كَسَرابٍ بِقِيعَةٍ يَحْسَبُهُ الظَّمْآنُ ماءً حَتَّى إِذا جاءَهُ لَمْ يَجِدْهُ شَيْئاً
« 1 » پس بخش بدى به اين كس راجع است و بخش نيكى به خدا ، چرا كه سرّ در قبضهء اين كس نيست و اسم اين كسى نيافته و اگر نه مقتضى او مقتضى اين كس بودى و ملحق به قسم مردود گشتى ، سرّ با خدا است و جز خدا از او آگاه نيست
فَإِنَّهُ يَعْلَمُ السِّرَّ وَ أَخْفى
. « 2 »
شنيده باشى كه هركس كه مؤمن است به هدايت خدا مؤمن است و هركس كه نجات مىيابد ( به فضل خداى مىيابد ) و هيچكس به عمل خود به بهشت نمىرود سرّ فروغ آن هدايت و فضل است ، و ايمان كه گويند مخلوق نيست آن هدايت است « مثل نوره فى قلب المؤمن » نشان از اينها مىدهد ؛ از اينها همه روشنتر از رسول خدا بشنو صلى اللّه عليه و آله « فمن وجد خيرا فليحمد اللّه و من وجد غير ذلك فلا يلومنّ الّا نفسه » و كلام ( مجيد ) بين كه چگونه سجلّ تصديق بر آن مىبندد
ما أَصابَكَ مِنْ حَسَنَةٍ فَمِنَ اللَّهِ وَ ما أَصابَكَ مِنْ سَيِّئَةٍ فَمِنْ نَفْسِكَ
. « 3 »
اى دوست ! اگر اين معنىها را يافتهاى مىدانى كه من چه مىگويم ، و اگر از سخن من خواهى بيرون آورد « فيا ضيعة العمر » اين نه عالم مولويّت است ، و گفتوگوى اين سخنان بيش از تنبيهى و اشارتى نيست .
دل گفت مرا علم لَدُنّى هوس است * تعليمم كن اگر تو را دسترس است
گفتم كه الِف ، گفت دگر ، گفتم هيچ * در خانه اگر كس است يك حرف بس است
اين رباعى ديگر بشنو :
هامش
( 1 ) . سوره نور ، آيه 39 « كارهايشان چون سرابى در زمينى هموار است كه تشنه آن را آبى مىپندارد ، تا چون بدان رسد آن را چيزى نيابد » .
( 2 ) . سوره طه ، آيه 7 « او [ خداوند ] نهان و نهانتر را مىداند » .
( 3 ) . سوره نساء ، آيه 79 « هرچه از خوبىها به تو مىرسد از جانب خداست و آنچه از بدى به تو مىرسد از خود توست » .