خواباند و لب شيرين كند ، بر او دلير شود و گستاخى كند ، چشم بازگرداند و روى ترش كند . آن را حسن گويند و اين را قبح ، ( آنچه مردمان آن را قبح ) گويند ، پندارند كه ايشان آن را از خود راندهاند و نه پذيرفته ، هيهات كه او ايشان را به خود راه نمىدهد ، چون بوى گل شنوند فرا پيش روند و تناول كنند ، اين را هزل حقيقت بايد شمرد و تلطّف امر ، كه در روى ايشان خنديده و ايشان را به خود خوانده و خود را به دست ايشان بازداده و چون بوى سرقين شنوند گريزان شوند و دورى اختيار كنند . اين را استغناى حقيقت بايد شمرد كه با تنهايى خويشش خوش است و كس را بار نمىدهد كه گمان افتد كه مگر او به كسى نيك است يا محتاج كسى است ، نيكى چه باشد كه او را سوى او التفات و احتياج باشد ، ذات ( وجود است ) و امر او است ، نيكى در عدم گولنگر مىكن ( كه جهان او است ) .
القصه ! هرچه در دنيا و آخرت آن را حسن گويند از طعام لذيذ و جامهء نرم و علم و حكمت و غير ذلك آن را اثر جمال خدا بايد دانست ، و هرچه در دنيا و آخرت آن را قبيح گويند از تلخى و شورى و كفر و جهل و غير ذلك ، آن را اثر جلال خدا بايد شمرد ، از جلال خدا بايد ترسيد كه
وَ يُحَذِّرُكُمُ اللَّهُ نَفْسَهُ
« 1 » و در جمال خدا بايد آويخت كه
وَ اللَّهُ يَدْعُوا إِلى دارِ السَّلامِ
. « 2 » و بىگفت ما خود اين واقع است كه هركس كه جلال را به جلاليّت دريابد ، بالضّروره از آن بگريزد و هركس كه جمال را به جماليّت دريابد ، بالضّروره در آن آويزد ، عارفان جمال ايمان ديدهاند و جلال كفر دريافتهاند ، لا جرم در آن آويزانند و از اين گريزان
رَبَّنا آتِنا فِي الدُّنْيا حَسَنَةً وَ فِي الْآخِرَةِ حَسَنَةً وَ قِنا عَذابَ النَّارِ
« 3 » .
* * *
هامش
( 1 ) . سوره آل عمران ، آيه 28 « و خداوند شما را از [ عقوبت ] خود مىترساند » .
( 2 ) . سوره يونس ، آيه 25 « و خدا [ شما را ] به سراى سلامت فرامىخواند » .
( 3 ) . سوره بقره ، آيه 201 « پروردگارا در اين دنيا به ما نيكى و در آخرت [ نيز ] نيكى عطا كن و ما را از عذاب آتش [ دور ] نگهدار » .