تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مكاتيب عبد الله قطب بن محيى — صفحة 616

مساهمون:

ص٦١٦
ما را فروگرفته كه ماسكه و هوش ما بيم است كه از ما بربايد ، در بر اين قصّه تاب و توان نداريم مگر حركتى بىدست و پايانه كه در فرمانبردارى مصطفى صلى اللّه عليه و آله كنيم كه دل خود يك‌بارگى به او سپرده‌ايم ، اگر آنچه ما مىبينيم مردمان بينند ، لرزه بر هفت اندام ايشان افتد و همه به زانو درافتند كه پاى ايشان را زور برداشتن ايشان نماند . اى مخدوم ! صورتى است كه به گفتار نمىآيد و در ظرف حرف نمىگنجد ، همى قدر بدانند كه كار بند فرمان مصطفى صلى اللّه عليه و آله مىبايد شد و يك‌بارگى دل از خود برداشتن و خود را به او دادن كه آنچه او گويد چنان كنند كه اين راهى است كه به پاى خود نمىتوان سپرد و اين بارى است كه بىپايمردى او ( به منزل ) نمىتوان برد . اللّهمّ صلّ على محمّد و آل محمّد و اجعلنا من امّة محمّد و احشرنا فى زمرة محمّد و الحمد للّه ربّ العالمين . * * * بسم اللّه الرّحمن الرّحيم

مكتوب 256 - [ سخنى در عمل و ايمان ]

الحمد للّه على ما هدينا و صلى اللّه على محمد سيّدنا و مولانا و آله و صحبه و الّذين اتبعوهم احسانا . يكى از دوستان حقيقى و اصدقاى طريقى التماس نوشته كرد مشتمل بر بيان قطع عوايقى كه مانع شد از اداى نفس مر شهادت فطرى و تذكّر عالم اصلى ( را ) بر وجهى كه در بعضى مكاتيب اشارتى به آن رفته ، چون مساعدت اخوان و خلّان به قدر توان و امكان شرط طريق و وصيّت اهل حق و تحقيق است ، از اسعاف اين مأمول چاره نديد . اى دوست ! اگر اين از آن جهت مىخواهى تا اين نيز دانى كه موالى را حرصى هست كه مىخواهند كه هيچ نباشد كه ايشان ندانند ، دانسته گير « فلا هذا ينفعك و لا ما