نمايد ببينند ، بىآنكه جاسوسى احوال مردمان پيشه كنند و بر استكشاف احوال خلق و تنقيد و تزييف آن گستاخ و بىباك باشند « طرق العشق كلّها آداب » .
حلقهء باب ادب به دست مىبايد كوفت كه به نياز و اخلاص قرع اين باب كنند تا مگر بگشايند ؛ و سالك را در طلب مرشد جز بر انتظارى دسترس نيست ، مگر تعرّضى كه به مثابه بيرون آمدن شخص باشد به صحرايى كه آنجا مرغى رها كرده باشند كه سايه بر سر هركس كه اندازد پادشاه باشد ، كه اگر چه كسى را اختيارى و اكتسابى در آن نيست اما در اندرون نشستن و در بر خود بستن نيز معنى ندارد ، اين بيرون آمدن تعرّض است مر آنكه در سايه مرغ واقع شوند ، آنچه دست بر آن هست همينقدر است و بس و لهذا فرمود « انّ لربّكم فى ايّام دهركم نفحات الا فتعرّضوا لها » اين نفحات انفاس اوليا است كه در هر قرن و زمان مىباشد تا به نفخ صور .
اى آنكسان كه امتحان ولايت مىكنيد ، امتحان شما از چند باب بيرون نيست : تارة به مطالبه به خوارق عادت و كرامات ، همچون آن نادان كه وصف خبّازى به ولايت شنيده ، قصد زيارت او كرد ، ديد كه دستمال بر محاسن بسته به عادت خبازان ، بازگشت و گفت اگر او ولىّ بودى محاسنش به آتش نسوختى ! و حال آنكه مشايخ متفقاند بر آنكه تصرّف لازم ولايت نيست ، « * » و تارة به مطالبهء به عصمت و همچنين مشايخ متفقاند بر آنكه عصمت شرط ولايت نيست ، چنانچه از جنيد پرسيدند كه از عارف كذا گناه صادر شود ، لحظهاى تأمّل كرد بعد از آن فرمود
وَ كانَ أَمْرُ اللَّهِ قَدَراً مَقْدُوراً
. « 1 » و تارة به مطالبه به كثرت عبادت و اين ميراثى قديم است كه جماعتى از متقشّفان عبادت مصطفى را صلى اللّه عليه و آله اندك شمردند ، چنانچه در حكايت
هامش
( * ) . در اينجا ، مراد از ولايت ، مقامات و كمالات معنوى و روحانى اهل سير و سلوك است كه طى مراحل و مدارج سير و سلوك به آن نائل مىشوند . ( ويراستار )
( 1 ) . سوره احزاب ، آيه 38 « و فرمان خدا همواره به اندازه مقرر [ و متناسب با توانايى ] است » .